بسم رب الفاطمه
انا اعطیناک الکوثر
درباره حضرت زهرا سلام الله علیها
قسمت دوم
در ادامۀ مطلب قبل به ذکر یک نکتۀ دیگر از زندگی و تربیت فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها می پردازم. در تاریخ نقل شده است که حضرت هفته ای دوبار به همراه بچه هایش به زیارت قبور شهدای احد و حمزه سیدالشهدای احد می رفتند. این حرکت پر مغز و بسیار اساسی حضرت زهرا سلام الله علیها را با یک مسئلۀ روز مقایسه می کنم. آنگاه خواننده محترم خودش نتیجه گیری نماید.
دو سال پیش شصتمین سالگرد جنگ روسیه و آلمان بود. در این جنگ که کمتر از یک ماه به طول انجامید و آلمان نازی به دلیل سرما و یخبندانی که پیش بینی نکرده بود، زمین گیر شد و شکست خورد؛ بیست میلیون سرباز روسی کشته شدند. به همین مناسبت در شهر مسکو یک خانۀ جنگ مانند آنچه ما خانۀ شهید می نامیم بنا شده است. یکی از دوستان که همان موقع از مسکو به تهران آمده بود می گفت در طبقۀ اول آن مکان مجسمۀ یک مادر که فرزندش در جنگ کشته شده در بغل گرفته و بیست هزار قطره اشک به یاد بیست میلیون کشتۀ جنگ با آلمان از اطراف این مجمسمۀ عریض و طویل به سمت زمین جاری است. خوب دقت بفرمایید در مورد کشور کمونیستی روسیه صحبت می کنم ! در طبقات مختلف آن هم از کلاه و پوتین و اسلحۀ شکسته تا عکس هایی از آن واقعۀ تاریخی قرارداده شده است. در اطراف این مکان، فضایی بزرگ و مناسب و جذاب برای کودکان و بزرگسالان تعبیه شده است تا مردم برای تفریح هم که شده به این مکان بیایند و بالاخره حس کنجکاوی هم که گل کند به هر حال سری به این مکان خواهند زد. ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه هم دستور داده بود که در آن سال به مناسبت شصتمین سالگرد پیروزی روسیه بر آلمان تمام کشورهای تازه استقلال یافته موظف به شرکت در رژۀ روز پیروزی در میدان سرخ مسکو می باشند.
برگردیم به مطلب خودمان. حضرت زهرا سلام الله علیها چرا فرزندان خود را بر سر مزار شهدای احد می بردند؟ آیا غیر از این است که باید فرهنگ شهادت و یاد شهیدان در جامعه زنده باشد؟ ما چقدر به این فکر هستیم؟ آیا اصلاً یادی از شهدا در منازلمان به میان می آید. ضد انقلاب ترین افراد هم نمی توانند انکار کنند که اگر این شهدای ما نبودند آن روز وضعیت ما همانند بوسنی و هرزگوین نمی شد و امروز هم با این احوالی که ما داریم و هزار و یک مشکل خودمان دستی دستی برای خودمان ایجاد می کنیم کارمان به کجا می کشید. آیا نباید یاد این شهدا در خاطر ما زنده باشد و فرهنگ شهادت در میان ما جاودان بماند؟ آیا این امر فقط وظیفه دولت و دولتمردانی است که بعضا در زمان جنگ رنگ جبهه را هم ندیده اند؟ بله. یک وظیفه به دوش آنان است. آن هم فراهم آوردن محیطی امن برای رجوع به مکان هایی که به عنوان یادمان دفاع مقدس ایجاد می شود. دیگر هم ایجاد یک محیط امن اقتصادی و سیاسی که انسان رغبت به مراجعه به این مکان ها داشته باشد. انشاءالله خداوند متعال با آنانی که این وضعیت آشفته را به وجود آوردند که مردم در امور یومیه خود هم مانده اند با عدل خود رفتار کند و نه با فضل خود تا آنگاه معلوم شود مسئولیت و قبول آن چه بار سنگینی است که بعضی ها برای رسیدن به آن سر و دست می شکنند. اما همین کافی است؟ مسلماً خیر. ببینید آیا حضرت زهرا سلام الله علیها در وضعیت معیشتی مرفهی زندگی می کردند و با بنز الگانس بر سر مزار شهدا حاضر می شدند؟ نه اینطور نیست . یک مقداری هم به خود ما بر می گردد که با تأسی به حضرت زهرا و به جای محکوم کردن عزیزانی که برای رفاه امروز ما جان بر کف به مسلخ عشق شتافتند و ارباب بی کفن خود را با روی خونین و سرافرازی زیارت کردند، به یاد آنها باشیم و حداقل بی انصافی را کنار بگذاریم. چه زیبا فرمود:« شهدا را یاد کنید ولو با یک صلوات».
مطالب بالا رو تقدیم میکنیم به روح شهدا . امید است که یاریگر ما باشند
والسلام علی من التبع الهوی
به یاد حاج احمد متوسلیان
+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 15 تیر1386 و ساعت
|