تبليغاتX
دار المجانین = مهدی ده نمکی

این الطالب بدم المقتول بکربلا .....؟ 

بوي خوش ظهور 

این شعر رو استاد امر فرمودند که پنج شنبه پست کنم اما به نظرم اومد امشب لازمه ......

برای آن که ادعای انتظارش را داریم ولی در عمل . . .

 

  اینجا کسی برای تو جا وا نمی کند

 

این خاک احترام دریا نمی کند

 شهر پر از هوا، نفسم را گرفته است

 

 

اینجا کسی هوای مسیحا نمی کند

دنیا مرا برای خودش خواست ای رفیق

 

 

شیطان که فکر آدم و حوا نمی کند

پای تو کم کسی زخودش دست شسته است

 

 

اینجا کسی مسافرت از ما نمی کند

نامت برای دفع بلا روی طاقچه است

 

 

ورنه کسی نگاه به آقا نمی کند

از سیر چشم های تو فیضی نمی برم

 

 

قومی که میل عالم بالا نمی کند

شب های عاشقان چقدر طول می کشد

 

 

مارا جدا زخود شب یلدا نمی کند

خون می خوریم و شکر خداوند می کنیم

 

 

با ما فراق بهتر از این تا نمی کند

 

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در سه شنبه 19 تیر1386 و ساعت |

به نام تنها ترین

دل من شکسته تر از شیشه های شهر شماست

یکی بیاد به من بگه تنهای و غربت واسه کیه ؟ واسه چیه ؟

آدما کین ؟

روز وصل دوست داران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند ...................؟

یکی به فریاد برسه ...........................

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در سه شنبه 19 تیر1386 و ساعت |

یا هو

سلام

با تمام خستگی و بهم ریختگی امروزم از همه اونایی که این چند وقت مارو تحمل کردند ممنونم .

نظرات شمارو هم من میخونم هم استاد .

دوستانی هم که در مورد استاد سوال کردند یه نکته خدمت همشون عارض میشم :

نبینید که میگوید ‌. ببینید چه میگوید .

اما اگه یه کمی صبر پیشه کنید حتما با کسب اجازه از محضر ایشون معرفی میشوند و دلیل اینکه تا امروز نامی نبردیم این بود که خیلی ها روی اسم استاد ما حساس هستند و ممکنه خدای نکرده فیلتر بشیم . وای وای از این سانسور چی ها .........

ملتمس دعای خیر همتون هستیم و با زبون الکن خودمون و با روی سیاهمون همتونو دعا میکنیم .

یا علی مدد ............

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در یکشنبه 17 تیر1386 و ساعت |

بسم الله النور

این جدیدترین مقاله استاده :

دنیا خیلی کوچک است

 

دنیا خیلی کوچک است. چه از نظر زمان و چه از نظر مکان. به یاد بیاورید دوران بچگی و نوجوانی و جوانی را که مثل باد گذشتند. به یاد بیاورید دوستانی را که مدت ها ندیده اید و یکباره او را در جایی که به ذهنتان نمی رسید می بینید. این دنیای کوچک که اصلش از مادۀ «دنی» به معنای چیز دم دست و بی ارزش می باشد شده محلی برای دلبستگی های بزرگ ما. شده محلی برای کنگر خوردن و لنگر انداختن. انگار نه انگار که روزی در انتظار ماست که خداوند متعال فرمودند در آن روز کتابی جلوی روی ما گشوده می شود که هیچ بزرگ و کوچکی از اعمال ما در آن از قلم نیفتاده است: و وضع الکتاب فتری المجرمین مشفقین مما فیه و یقولون یا ویلتنا مال هذا الکتاب لا یغادر صغیره و لا کبیره الا احصاها و وجدوا ما عملوا حاضرا و لا یظلم ربک احدا.(سوره مبارکه کهف آیه شریفه 49). بارها به این موضوع فکر کرده ام که اگر هیچ آیه ای در قرآن نبود مگر آیه 13 سوره مبارکه عنکبوت که می فرماید: . . . و لیسئلن یوم القیامه . . . برای ما کفایت نمی کرد که تجدید نظری در زندگی مان بکنیم؟ اصلاً لازم نیست عذاب و آتش و دوزخ و امثالهم را در ذهن متبادر کنیم، همین که بدانیم توسط آن کریمی که سریع الرضاست و آنقدر بندگانش را دوست دارد که راه های فراوان برای رسیدن به خودش را بر سر راه او قرار داده، قرار است از ما سؤال کند، فقط سؤال کند همین و بس؛ آیا از خجالت آب نمی شویم؟ مثال در این زمینه زیاد است که می گذریم. خداوند متعال آنقدر غفور و رحیم است که به وصف نمی آید. بنده به شخصه آنقدر از آیات 63 تا آخر سورۀ مبارکۀ فرقان لذت می برم که دلم نمی آید در مورد آن ننویسم گرچه از اصل مطلبم دور می شوم. در این آیات در حین  بیان صفات بندگان خاص خدا یا به عبارت قرآنی عبادالرحمان به این آیه می رسد که می فرماید: « و الذین لا یدعون مع الله الهاً آخر» آن ها کسانی هستند که شرک نمی ورزند « و لا یقتلون النفس التی حرم الله الا بالحق» و خونی را هم به ناحق به زمین نمی ریزند « و لا یزنون» و به دنبال فسق و فجور و زنا هم نیستند « و من یفعل ذالک یلق اثاما یضاعف له العذاب یوم القیامه و یخلد فیه مهانا» و هرکس این امور را که عبادالرحمان انجام نمی دهند انجام دهد بد روزگاری را خواهد دید و علاوه بر مضاعف و چند برابر شدن عذاب آخرت ، در جهنم در حالتی توهین آمیز جاودانه خواهند ماند. اما «الّا» مگر . . .  این مگرهای قرآن من را کشته است و به نظرم جان دادن برای این الّا ها جا دارد. مگر چه کسانی: مگر کسانی که « من تاب» توبه کنند و    « آمن » و ایمان بیاورند « و عمل عملاً صالحاً» و عمل صالح انجام دهند. خوب چی؟ آیا گناهانشان بخشیده می شود؟ آیا خدابه آن ها رحم می کند؟ آیا از عذاب آن ها می کاهد؟ نه نه نه . خداوند متعال خیلی کریم تر از این حرف هاست « فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات» خداوند متعال بدی های آن ها را هم به خوبی تبدیل می کند.« و کان الله غفورا رحیما» آخر خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. تبدیل بدی به خوبی شاید به این معنی باشد که آثار سوء سیئات که در روح و جسم آدمی در اثر ارتکاب معصیت به وجود می آید از بین برود و شاید معانی دیگر که می توان با رجوع به تفاسیر معتبر از آن ها بهره گرفت. ولی به هرحال الله غفور و رحیم است حتی برای کسانی که قرار شده باشد در جهنم جاودانه بمانند. به شرطی که توبه کنند، ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند که نبود هر یک از اینها ممکن است اصل قضیه را به هم بریزد.

بحثم چیز دیگری بود. می خواستم بگویم این دنیای کوچک چقدر ارزش دارد که من بخواهم به خاطر لحظه ای آرامش ظاهری بیشتر، مقام و جاه بالاتر، نشان دادن خود، عزت پیدا کردن، پول بیشتر کسب کردن، دل بعضی ها را به دست آوردن و . . . اصولی را که به آن ها توصیه شده است زیر پا بگذارم و هر کاری که دلم خواست انجام دهم. ارزش عمر اینقدر است؟ حتما باید بگذارم برای آن روزی که تنها حرفم این می تواند باشد: «یالیتنی قدمت حیاتی» ای کاش بشود به دنیا برگردم و یک جور دیگر زندگی کنم.(سوره مبارکه فجر آیه شریفه 24). گرچه آنجا هم می تواند محل دروغ باشد و به محض گرفتن عمر دوباره که بارها و بارها برای همۀ ما پیش آمده با همان وضعیت سابق زندگی می کنم. بگذریم. دنیا خیلی کوچک است. چه از نظر زمان و چه از نظر مکان. ای کاش یکی پیدا می شد که وقتی این حرف را به ما می زد در ما اثر می کرد و ما هم متحول می شدیم. آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند کجایند. در شام میلاد حضرت صدیقۀ کبری سلام الله علیها از ایشان می خواهیم که :

گره فتاده به کارم کجاست راه نجات       خبر زکوی حبیب گره گشا بدهید

   

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در شنبه 16 تیر1386 و ساعت |

بسم رب الفاطمه

انا اعطیناک الکوثر  

درباره حضرت زهرا سلام الله علیها

قسمت دوم

در ادامۀ مطلب قبل به ذکر یک نکتۀ دیگر از زندگی و تربیت فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها می پردازم. در تاریخ نقل شده است که حضرت هفته ای دوبار به همراه بچه هایش به زیارت قبور شهدای احد و حمزه سیدالشهدای احد می رفتند. این حرکت پر مغز و بسیار اساسی حضرت زهرا سلام الله علیها را با یک مسئلۀ روز مقایسه می کنم. آنگاه خواننده محترم خودش نتیجه گیری نماید.

دو سال پیش شصتمین سالگرد جنگ روسیه و آلمان بود. در این جنگ که کمتر از یک ماه به طول انجامید و آلمان نازی به دلیل سرما و یخبندانی که پیش بینی نکرده بود، زمین گیر شد و شکست خورد؛ بیست میلیون سرباز روسی کشته شدند. به همین مناسبت در شهر مسکو یک خانۀ جنگ مانند آنچه ما خانۀ شهید می نامیم بنا شده است. یکی از دوستان که همان موقع از مسکو به تهران آمده بود می گفت در طبقۀ اول آن مکان مجسمۀ یک مادر که فرزندش در جنگ کشته شده در بغل گرفته و بیست هزار قطره اشک به یاد بیست میلیون کشتۀ جنگ با آلمان از اطراف این مجمسمۀ عریض و طویل به سمت زمین جاری است. خوب دقت بفرمایید در مورد کشور کمونیستی روسیه صحبت می کنم ! در طبقات مختلف آن هم از کلاه و پوتین و اسلحۀ شکسته تا عکس هایی از آن واقعۀ تاریخی قرارداده شده است. در اطراف این مکان، فضایی بزرگ و مناسب و جذاب برای کودکان و بزرگسالان تعبیه شده است تا مردم برای تفریح هم که شده به این مکان بیایند و بالاخره حس کنجکاوی هم که گل کند به هر حال سری به این مکان خواهند زد. ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه هم دستور داده بود که در آن سال به مناسبت شصتمین سالگرد پیروزی روسیه بر آلمان تمام کشورهای تازه استقلال یافته موظف به شرکت در رژۀ روز پیروزی در میدان سرخ مسکو می باشند.

برگردیم به مطلب خودمان. حضرت زهرا سلام الله علیها چرا فرزندان خود را بر سر مزار شهدای احد می بردند؟ آیا غیر از این است که باید فرهنگ شهادت و یاد شهیدان در جامعه زنده باشد؟ ما چقدر به این فکر هستیم؟ آیا اصلاً یادی از شهدا در منازلمان به میان می آید. ضد انقلاب ترین افراد هم نمی توانند انکار کنند که اگر این شهدای ما نبودند آن روز وضعیت ما همانند بوسنی و هرزگوین نمی شد و امروز هم با این احوالی که ما داریم و هزار و یک مشکل خودمان دستی دستی برای خودمان ایجاد می کنیم کارمان به کجا می کشید. آیا نباید یاد این شهدا در خاطر ما زنده باشد و فرهنگ شهادت در میان ما جاودان بماند؟ آیا این امر فقط وظیفه دولت و دولتمردانی است که بعضا در زمان جنگ رنگ جبهه را هم ندیده اند؟ بله. یک وظیفه به دوش آنان است. آن هم فراهم آوردن محیطی امن برای رجوع به مکان هایی که به عنوان یادمان دفاع مقدس ایجاد می شود. دیگر هم ایجاد یک محیط امن اقتصادی و سیاسی که انسان رغبت به مراجعه به این مکان ها داشته باشد. انشاءالله خداوند متعال با آنانی که این وضعیت آشفته را به وجود آوردند که مردم در امور یومیه خود هم مانده اند با عدل خود رفتار کند و نه با فضل خود تا آنگاه معلوم شود مسئولیت و قبول آن چه بار سنگینی است که بعضی ها برای رسیدن به آن سر و دست می شکنند. اما همین کافی است؟ مسلماً خیر. ببینید آیا حضرت زهرا سلام الله علیها در وضعیت معیشتی مرفهی زندگی می کردند و با بنز الگانس بر سر مزار شهدا حاضر می شدند؟ نه اینطور نیست . یک مقداری هم به خود ما بر می گردد که با تأسی به حضرت زهرا و به جای محکوم کردن عزیزانی که برای رفاه امروز ما جان بر کف به مسلخ عشق شتافتند و ارباب بی کفن خود را با روی خونین و سرافرازی زیارت کردند، به یاد آنها باشیم و حداقل بی انصافی را کنار بگذاریم. چه زیبا فرمود:« شهدا را یاد کنید ولو با یک صلوات».

مطالب بالا رو تقدیم میکنیم به روح شهدا . امید است که یاریگر ما باشند 

والسلام علی من التبع الهوی

به یاد حاج احمد متوسلیان  

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 15 تیر1386 و ساعت |