تبليغاتX
دار المجانین = مهدی ده نمکی

بسم رب العشق .......................

سلام

امشب ٬ شب اول مردادماهه .

دم غروب با استاد عزیزم حضرت ( س . . . ف . . . س ) توی دفتر نشسته بودیم و از هر دری صحبت کردیم . اونو نمیدونم اما هروقت که با هم میشینیم و گپ میزنیم به جای اینکه دلم واشه میرم تو فکر و حالم خراب میشه ٬ اما نه به خاطر حرف زدن با اون بلکه به خاطر موضوعات ٬ چون همش درد دله .

خدایا تا کی باید بسوزیم . به خدا آدما یه حدی تحمل دارن . صبر تا کی ؟ امتحان تا کی ؟

امروز از صبح حالم خوب نبود . یاد ۳۶۱ روز پیش افتادم و سال پیش همین روزها که قشنگترین لحظه های زندگیم داشت زمینه ساز تمام خون دل خوردن های من میشد .

توی پارک قلمستان خیابان ولی عصر ( عج ) با اسرار یکی از بچه ها نشستم ٬ خواست با انرژی درمانی حالمو بهتر کنه . چشمامو که بستم رفتم .

توی این یه سال نمک روضه هام چی بود ؟ قبلش چی بود ؟ به خدا شاید کسی باورش نشه و خیلیها ( همونایی که تهمت بی هویتی میزنن ) ناراحت بشن ٬ اما به خود خدا هیچ دعایی جز رفتن ندارم .

وقت رفتن شده و زورق من سنگین است

میروم بار به دریا فکنم لــــنگــــــــــــر پـــــر

ای بابا اونقدر دلمون سیاه شده که دیگه اربابمونم ( سلطان عشق علی ابن موسی الرضا علیه السلام ) نیز مارو به زیارت خودش طلب نمیکنه .

دلم لک زده واسه صحن گوهر شاد .

حالا که آقا نمیطلبه ٬ مگه نمیگن حرم آل الله در سینه محبان اونهاست . پس منم از همینجا فریاد میزنم :

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ( ع )

السلام علیک یا غریب الغربا

السلام علیک یا معین الضعفا و الفقرا .....................

یا مولا

دعام کنید .

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت |

السلام علیک یا اباصالح المهدی ( عج )

شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد ........................

غم تنهایی جمعه شبها یه دوا بیشتر نداره . اونم تنها به دست خود خداست . از دست ما یه کار بیشتر بر منیآد اونم یه چیزه :

 

<< اللهم عجل لولیک الفرج >>

در مورد مطلب دیشب هم اطلاعات دقیق رو از آدرس زیر به دست بیارید:

 فتوای مراجه تسنن ( لعن الله علیهم اجمعین )

 

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 29 تیر1386 و ساعت |

السلام علیکم یا اهل بیت النبوة ( علیها سلام )

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ( ع )

السلام علیک یا اخت الحسین یا ام المصائب یا زینب کبری ( س )

 

 

آجرک الله یا صاحب الزمان ( عج ) امروز پیامی به اینجانب ارسال گردید به این مضمون :

امروز ظهر سه تن از مفتی های عربستان تخریب حرم حضرت امام حسین ( ع ) و حضرت زینب ( س ) را واجب اعلام نمودند .

من نمیدونم چی بگم .....................

به خدا بریدم .......................

شما چه طور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 29 تیر1386 و ساعت |

اللهم رب شهر رمضان  

ماه رمضان هم تمام شد!

    در روز اول ماه رجب نوشتم ماه رمضان تمام شد. یعنی چه؟ این کلامی است که من هر سال در اول ماه رجب به دوستان نزدیکم می گویم و به حضرت عباس علیه السلام وقتی شب آخر ماه رمضان همه با هم گریه می کنیم و از بی خبری و غفلت خودمان در ماه مبارک زار می زنیم و پشیمانیم یاد این حرفم آتش به دل همه می زند.

    در احادیث مکرر معصومین علیهم السلام فرموده اند در نمازهای یومیه حتی المقدور سورۀ قدر قرائت گردد و برای آن ثواب فراوانی بیان فرموده اند. مثلا فرموده اند هر کس سوره قدر را در نمازهای جهریه (صبح و مغرب و عشاء) بخواند مانند شهیدی است که در خون خود غوطه ور شده است. چرا؟ این همه مقام و منزلت برای این سوره و قرائت هر روزۀ آن برای چیست؟

    چون نمی توانم حاشیه بروم می روم سر اصل مطلب. ما فکر می کنیم هر کاری که انجام می دهیم به دست خودمان است و زمینه و پیشینه و نتیجه ای ندارد. در حالی که واقعا اینطور نیست. ببیند فرمودند بی حالی در عبادت نتیجه اعمال بد روز آدم هاست. اعمال بد هم در اثر بی عبادتی است. نه اینکه عبادتی صورت نمی گیرد یعنی نماز و روزه و حج و جهاد و . . . انجام نمی شود. بلکه اعمال بی روح است و نتیجۀ مطلوبی ندارد. در ذیل آیۀ شریفۀ «ان الصلاه تنهی عن الفحشاء والمنکر» از پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه سؤال شد پس چرا بعضی ها که نماز می خوانند اینقدر گناه می کنند؟ ایشان به این مضمون فرمودند هر کس به اندازۀ توجهی که به نماز دارد از فحشا و منکر دور   می شود. اینهایی که نماز می خوانند و گناه می کنند اگر نماز نمی خوانند بیشتر به سئیات آلوده می شدند. نتیجه اینکه اگر می خواهیم بهرۀ بهتری از عبادات ببریم باید توجه بیشتری به اعمالمان داشته باشیم. مثلا در طول روز حواسمان باشد که وقت نمازی هم هست. آنگاه اعمالمان طور دیگری می شود و وقت نماز هم حالمان طوری دیگر است.برای اینکه اینطور باشیم چه بایدبکنیم؟ باید دائم الذکر باشیم. یعنی چه؟ امام صادق علیه السلام پاسخ فرموده اند. «ذکر الله عند ما اُحِلَّ و حُرِّم». یعنی وقتی به اعمال حرام می رسیم انجام ندهیم و فقط حلال انجام دهیم. این مقدمه بود تا به اصل مطلب برسیم.

    شاید برای همۀ ما این اتفاق افتاده باشیم که در طول روز ماه مبارک رمضان مراقبت کرده باشیم. مثلا گناه کمتری کرده باشیم. سر شب استراحت کرده باشیم و آماده برای استفاده از شب قدر شده باشیم. اما نیمه شب در میان جمع و یا در گوشه ای تنها نه حال عبادتی، نه اشک چشمی ، نه سوز دلی و نه هیچ نشانه ای از کشش معشوق. چه کنیم تا این حال برایمان پیش نیاید و بتوانیم از ماه مبارک رمضان و علی الخصوص شب قدر و شب های دهۀ آخر ماه مبارک رمضان بهتر استفاده کنیم؟ استاد ما می فرمودند سرّ اینکه فرموده اند در طول سال در نمازهایمان سورۀ قدر را بخوانیم همین است که همیشه به یاد این باشیم که بالاخره شب قدری در راه است و قرار است مقدرات یک سالمان در آن شب به دست عزیز و مبارک صاحبمان روحی فداه رقم بخورد. چون آن شب شبی است که اعمال یک ساله مان به ثمر می رسد و همانی که در طول سال بوده ایم رو خواهد شد. مثل حالت احتضار که همۀ آنچه در طول زندگی انجام داده ایم ازجلوی چشممان می گذرد.اما درشب قدر چون هنوز پرده ها اجازه نمی دهند، فقط نتیجه اعمال رو می شود و حال عبادت گرفته می شود.

    الغرض. ماه مبارک رمضان هم تمام شد! بیاییم در این دو ماه باقی مانده تا ماه میهمانی خداوند کریم، کمی به خودمان و اعمالمان توجه کنیم و از فرصت هایی که مانند ابرها دارند عبور می کنند و از دست می دهیم فکر کنیم تا انشاءالله بهترین استفاده را از ماه مبارک ببریم.

التماس دعا

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در سه شنبه 26 تیر1386 و ساعت |
ندای این الرجبیون می آید. ما کجاییم؟ سال ها پیش حدیثی به گوشم خورد که خیلی از آن لذت بردم. از آن به بعد سعی کردم هر سال اگر روزی شد و ماه رجب را درک کردم آن حدیث را برای دوستانم نقل نمایم. امسال هم گویا توفیق شده تا به نظر مبارک شما برسد. من خودم گرچه هر سال شاید برای عده ای که سال گذشته هم این حدیث را شنیده اند، بازگو نمایم ولی باز شاید نزدیک به یک ساعت جلسه به طول انجامد. ولی چون در نوشتن مجال این حرف ها نیست خودتان خوب به حدیث دقت فرمایید و از آن لذت ببرید. سید علی بن طاوس(سید بن طاوس) در اقبال صفحه 628 و به نقل از این کتاب در مستدرک الوسایل جلد 7 صفحه 535 و همچنین در کتاب شریف بحار الانوار جلد 95 صفحه 377 این حدیث از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که ایشان فرمودند: «ان الله تبارک و تعالی نصب فی السماء السابعه ملکا یقال له الداعی» خداوند متعال در آسمان هفتم ملکی را قرار داده اند که به او داعی (ندا دهنده) گفته می شود. «فاذا دخل شهر رجب» وقتی که ماه رجب وارد می شود «ینادی ذالک الملک» این ملک ندا می دهد «کل لیله الی الصباح» هر شب تا صبح «طوبی للذاکرین» خوش به حال آنان که در ذکرند «طوبی للطائعین» خوش به حال اطاعت کنندگان فرمان الهی «و یقول الله تعالی» و خود خداوند متعال می فرماید «انا جلیس من جالسنی» من همنشین آن کسی هستم که همنشین من است «و مطیع من اطاعنی» و من مطیع و فرمان بردار کسی هستم که مطیع و فرمان بردار من است « وغافر و من استغفرنی» و بخشندۀ کسی هستم که از من طلب بخشش کند. «الشهر شهری» ماه ماهِ من است « والعبد عبدی» و بنده بندۀ من است «والرحمه رحمتی» و بخشایش هم بخشایشِ من است «فمن دعانی فی هذاالشهر» پس هر کس مرا در این ماه بخواند «اجبته» پاسخش را می دهم «و من سألنی» و کسی که از من چیزی بخواهد «اعطیته» به او عطا می کنم «و من استهدانی» وکسی که از من هدایت بخواهد «هدیته» هدایتش می کنم «و جلعت هذاالشهر حبلا بینی و بین عبادی» و این ماه را ریسمان اتصالی بین خودم و بندگانم قرار دادم «فمن اعتصم به وصل الی» پس هر کس به آن دست یازد به من متصل می شود. انشاء الله بدانیم در چه ماهی وارد می شویم و بهترین بهره های مادی و معنوی از ماه نصیبمان شود و با آمادگی کامل وارد ماه مهمانی خداوند متعال که یکسال انتظارش را می کشیدیم بشویم. التماس دعا.
+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در یکشنبه 24 تیر1386 و ساعت |
 

 

 

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

----------------

آمد پسر حیدر خیبر شکن ما

سید علی خامنه ای دلبر دلها .

---------------

۲۴ تیر ماه تولد عشق همه بچه حزب الهی ها مبارک باد .

ایشا الله تا ظهور حضرت حجت سایه آقا بالا سر هممون باشه . و بتونیم تو سپاه مهدی زهرا ( عج ) یه حرکتی بکنیم .

آمین

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در شنبه 23 تیر1386 و ساعت |

بسمه تعالی 

 

 

بدون قرآن ، بدون حدیث

 

    یکی بود یکی نبود. از اول اصلاً به فرض خدایی نبود. انسان هم همینجوری الکی الکی بدون هیچ علتی به یکباره در اثر تز و آنتی تز، سنتز شد. هیچ پیامبر و ولی ای هم برای راهنمایی و ارشاد این انسان سردرگمِ حیران از سوی هیچ کس مبعوث نشد. دیگر نمی توان این را نادیده گرفت که بر جریانات موجود در عالم یکسری اصول و سنت حکم فرماست !  آیا این را هم می توان انکار کرد؟ از همین جا که فصل مشترک همه است شروع می کنیم. قصد این است که مطلبی بیان شود که اصلاً از قرآن و حدیث در آن استفاده نشود. گرچه هرجا که رویم باز گرفتار تواییم. ولی سعی خودمان را می کنیم. به خواننده گرامی هم توصیه می کنیم که ذهنش سراغ هیچ حدیث و آیه ای نرود. برویم:

    ما انسان ها اگر یک کار بکنیم خیلی از مشکلاتمان حل می شود. یک کار به ظاهر بسیار آسان اما در اصل بسیار مشکل. کاری که شاید در بسیاری از صحبت ها و نوشته ها شنیده و خوانده باشیم که این کار را نباید بکنیم. چیست آن کار؟ دوست داشتم کمی مطلب را می پیچاندم ولی عادت به این کار ندارم پس زود می روم سر اصل مطلب. ما اگر یک کم، بله فقط یک کم خودمان را دوست داشته باشیم خیلی از مشکلاتمان حل می شود. چطور چنین چیزی ممکن است؟ توضیح می دهم. ببینید اگر من خودم را دوست داشته باشم مجبورم بسیاری از رذیله های اخلاقی را که در هر دین و آیین و مذهب و مسلک و مرامی بد و ناپسند شمرده می شود کنار بگذارم و بسیاری از حسنات را کسب نمایم. مثلا اگر من خودم را دوست داشته باشم دیگر نمی توانم آدم حسودی باشم. می دانید چرا؟ چون حسود وقت زیادی برای حسادتش به دیگران می گذارد و به خیراتی که به آن ها می رسد فکر می کند و غصۀ آن ها را می خورد. اما وقتی من خودم را دوست داشته باشم وقتم را بیهوده هدر نمی دهم و از آن به بهترین نحو برای پیشرفت خودم استفاده می کنم. چون خودم را دوست دارم و یکی از لوازم دوست داشتن این است که سرمایه هایم را بیهوده هدر ندهم.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم دیگر به کسی دروغ نمی گویم. چون مطابق قانون سوم نیوتن که در ابتدا عرض شد دنیا بر اساس یکسری سنت ها و اصول ثابت می گذرد، برای هر عملی عکس العملی است مساوی و در خلاف جهت آن. پس اگر من به کسی دروغ بگویم، دیگران هم به من دروغ می گویند و من که خودم را دوست دارم هرگز قبول نمی کنم که کسی به من دروغ بگوید و مرا به گمراهی در هر امری بیفکند. پس منِ خود دوست نیز به کسی دروغ نمی گویم.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم وقتی یک نفر به من بدی کرد اگر توان داشته باشم، بدی را با بدی جبران می کنم ولی اگر توان نداشته باشم غصۀ عمل انجام نداده را نمی خورم. چون با غصه خوردن خودم را از بین می برم و من چون خودم را دوست دارم اگر توان هم داشته باشم چون وقتم را برای دوست داشتن خودم صرف می کنم،         نه جبران می کنم  و نه غصه می خورم.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم بابت چیزی که به دست می آورم خیلی خوشحال نمی شوم و بابت چیزی هم که از دست می دهم خیلی ناراحت نمی شوم. چون چیزی که به دست می آورم به همان دلیل که به دست من رسیده، از دستم خواهم رفت. پست و مقام، مال، زن و فرزند خوب و . . .  مگر قبل از من بقیه مردم چطور زندگی کردند. همه یک روز این ها را داشتند و یک روز نداشتند. از دست دادن چیزها هم به همین وضع. منِ خود دوست وقتی ندارم که بخواهم خیلی خوشحالی و یا خیلی ناراحتی کنم. من می خواهم خودم را دوست داشته باشم و از این لذت ببرم.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم در رانندگی هم با احتیاط می رانم و هم به حق دیگران تجاوز نمی کنم. چون هم جانم برایم عزیز است هم مالم. چرا بدون جهت جان و مال خودم را در معرض خطر قرار دهم که مثلا بخواهم حال یک نفر را در رانندگی بگیرم و راهی را که مال من است ولی یک نفر به خلاف از من گرفته است از او پس بگیرم؟ وقت و سرمایۀ زندگی من خیلی بیشتر از این حرف ها قیمت دارد و من که خودم را دوست دارم عمرم را صرف امور بیهوده نمی کنم.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم به زن و بچه ام ظلم نمی کنم. چون یکی از اسباب آرامش من این ها هستند و با ظلم به آن ها خودم را اذیت کرده ام. من هم که خودم را دوست دارم پس محلی از اعراب ندارد که به خانواده ام ظلم کنم.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم به خاطر خاطرات گذشته ام خودم را آزار نمی دهم و از زمان حالم نهایت استفاده را می برم. از گذشته درس می گیرم اما اسیر آن نمی شود.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم کارم را به احسن نحو انجام می دهم. چون اگر این عمل را انجام ندهم ممکن است کارم را از دست بدهم. یا اینکه دیگر کسی برای کار به من رجوع نکند و من خودم را دوست دارم و دوست ندارم در امور جاری زندگی ام خللی وارد شود.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم عاقبت اندیشی می کنم و هیچ کاری را بدون مطالعۀ دقیق تمامی امور مرتبط انجام نمی دهم. گرچه اگر شکست بخورم خیلی ناراحت نمی شوم ولی مقدمات شکست را که خودم برای خودم فراهم نمی کنم.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم به پدر و مادرم محبت می کنم. چون در اطراف خود بارها دیده ام کسانی که با ظرف طلا به پدر و مادر خود آب داده اند فرزندشان در کاسه های ناجور به آن ها آب داده اند واین است قانون سوم نیوتن.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم به دیگران نهایت احترام را می گذارم. چون خودم هم دوست دارم مورد احترام بقیه قرار گیرم و به تجربه بر من ثابت شده است که احترام هرکس به دست خودش است. مطابق قانون سوم نیوتن.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم پشت سر دیگران حرف نمی زنم. چون اولاً وقتم ارزشش بیشتر از این است در ثانی به این فکر می کنم که اگر حرف من به گوش آن نفر برسد ومن با او روبرو شوم چه حالی به من دست می دهد و این آیا با دوست داشتنِ من هماهنگی دارد؟

    من اگر خودم را دوست داشته باشم به دیگران کمک هم می کنم. چون به تجربه ثابت شده است که افراد منزوی و به دور از جامعه، در زمان احتیاج کسی به فریادشان نمی رسد. من هم که خودم را دوست دارم هرگز منزوی نخواهم شد.

    من اگر خودم را دوست داشته باشم هرگز خودم را در معرض روابط نامعقول با دیگران از جنس خودم ویا جنس مخالف قرار نمی دهم. چون به تجربه ثابت شده است که در انتهای این راه یعنی ارتباطات نا معقول چه عواقب خطرناکی نهفته است. حتی خودم را در معرض دید دیگران نیز قرار نمی دهم. منظورم این است که با یک حجاب خاص در انظار عمومی ظاهر می شوم تا آسیب و گزندی از سوی دیگران به من وارد نشود. چون من خودم را دوست دارم.

    همینطور تا صبح مثال دارم که بزنم. ولی چه زیباست که همه این ها برای یک هدف عالی تری صورت پذیرد که علاوه بر همۀ آنچه ذکر شد، به امور بالاتری نیز دست یافت. برای اینکه : چون که صد آید نود هم پیش ماست.

    چون قرار است از قرآن و حدیث حرفی به میان نیاید به همین مقدار اکتفا می کنم. خیر پیش.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 22 تیر1386 و ساعت |