تبليغاتX
دار المجانین = مهدی ده نمکی

سلام علی قلب الزینب الصبور

پرچمی بر قله عالم زدند

زینبیون پادشاه عالمند

بعد از میلاد مولا ٬ دلامون رفت سمت شام و کوفه و مدینه ..................

رفتیم به داغ ام المصائب ٬ البته ما که نمیتونیم داغ زینب رو حتی برای ثاینه ای درک کنیم .

اما از زندگی بی بی زینب (س) من به یه جمله رسیدم که تا آخر دنیابرام بسه :

عاشقی معنای زینب بودن است ...................

واسه اینکه :

دل اگر هست دل زینب کبری باشد

آفرین باد بر این همت مردانه دل .

واسه همینه که گفتن :

آنان که فتند کاری حسینی کردند و آنانکه ماندند باید زینبی باشند و گر نه یزیدند ..............

محتاج دعا

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در شنبه 6 مرداد1386 و ساعت |

السلام علیک یا معز المومنین و مذل الکافرین

 

 

روز محشر وقت پرسیدن ز من رب جلی

گفت تو غرق گناهی ؟ گفتمش یارب بلی

گفت پس آتش نمیگیرد چرا جسم و تنت ؟

گفتمش چون حک نمودم روی قلبم یا علی (ع)

میلاد خجسته رسول امامت و ولایت امیر المومنین ٬ اسد الله الغالب ٬ مولانا علی ابن ابی طالب ( علیه السلام ) بر عاشقان کویش مبارک .

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 5 مرداد1386 و ساعت |

بسم رب الشهدا

شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصالشان ٬ هرهر به ریش ما میخندند .

اونقدر به هم ریخته ام که نمیتونم تمرکز کنم . از ۲ ساعت پیش تا حالا دارم مطلب تو ذهنم بالا و پایین میکنم . اما فقط میخام بنویسم .

حرف امشبم با شهداست .

آقایون شهدا ٬ کسانی که راحت طلب بودید و رفتید و به راحتی رسیدید . دمتون گرم ٬ بابا دست بردارید از سر ما ٬ تا کی میخواید همین جوری غم و غصه قوت غالب ما بکنید . دمتون گرم . ما از مردی شما شنیدیم ٬ اما نگفتن خوب بلدید آدمارو دغ بدید .

به خود خدا ما مال دهه ۳۰ و ۴۰ نبودیم که بخوایم باهاتون بیایم . من و هم دوره های من مال آخرای دهه ۵۰ و ۶۰ هستیم . به خدا وقتی ما اومدیم و شما میجنگیدید ما یا تو قنداق بودیم یا اونقدری بزرگ شده بودیم که فقط فرق داغ و جیز رو میفهمیدیم و یا از شهادت و ایثار فقط اینو میفهمیدیم که امروز معلم مدرسمون رفت و ۳ ماه بعد حجلشو تو محل و مدرسی دیدیم .

بابا دست بردارید از سر ما .

آقا حمید باکری دمت گرم . تو هم فقط خودتونو دیدی و برا خودتون وصیت نوشتی . فکر اینو نکردی که شاید ما هم دلمون بخواد مثل اونا دغ بکنیم . تازشم اگه نخوایم مجبوریم دغ کنیم .

من امشب از همه شاکیم . از همه اونایی که ۱۰ سال بعد از رفتن شما اومدنو مارو دیوونه کردن . هی گفتن جبهه اینجوری بود اونجوری بود . فلان شهید این کارو کرد اون یکی اون کارو کرد .

بابا فکر اینو نکردید که ما هم دل داریم . شاید هم یاد بگیریم و نتونیم خودمونو خالی کنیم ٬ اونقدر الکی میریزیم تو خودمون که آخرش میزنیم به سیم آخر ٬ یا چپ میکنیم یا دغ میکنیم .

من دیگه با شما کاری ندارم . شما هم دست از سر ما بردارید یا راحتمون کنید . ما هم دوست داریم یه کاری کنیم اما .........................................................

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل ...........

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 1 مرداد1386 و ساعت |