تبليغاتX
دار المجانین = مهدی ده نمکی

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزیازدهم ماه مبارک رمضان- جزء یازدهم قرآن کریم

سوره مبارکه توبه آیۀ شریفه 122

    و ما کان المؤمنون لینفروا کافه فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون. این آیه در ادامۀ آیات مربوط به جنگ و جهاد بیان شده است و نکات بسیار قابل ملاحظه ای از آن به دست می آید. ابتدا می فرماید لازم نیست همۀ مؤمنین در جنگ شرکت کنند. از این امر بر می آید که جهاد واجب کفایی است. بعد می فرماید وقتی عده ای به جنگ با دشمن رفتند، عده ای به دنبال تفقه یعنی ژرف اندیشی در دین بروند. پس معلوم می شود تحصیل علم نیز واجب کفایی است. سپس می فرماید وقتی آن عده ای که به جنگ رفته بودند از جنگ برگشتند در مورد ندانسته هایشان به آن عده که تفقه کرده اند رجوع نمایند. پس ابتدا معلوم شد که جهاد با دشمن هم عرض جهاد با جهل است و هر دو واجب کفایی اند. مسلماً این علم شامل هر نوع علمی می شود و حدود و صغور خاصی ندارد. هر علمی که به آن نیاز باشد. اما مهمتر از همه این ها این که از این آیه و بسیاری از آیات دیگر قرآن جواز تقلید استنباط می شود. این امری بدیهی است که هر کسی در یک کار و فن و حرفه و علمی آگاهی کامل دارد و همه چیز را همگان دارند. پس بحث تقلید یک امر کاملا عقلی است. اما از نظر مطرح شدن در قرآن نیز این یکی از آیاتی است که مستقیماً مجوز تقلید را صادر می فرماید. متاسفانه در زمانه ما که همه چیز رنگ و بوی سیاسی و بازی های بچه گانه را گرفته این امر نیز دستخوش همین حالت شده. کسی که خودش وقتی بیمار می شود برای درمان توسط پزشکان بهتر به آن سر دنیا می رود و اگر آنها بگویند نباید دو ماه هیچ غذایی بخوری! همین کار را می کند وقتی به بحث تقلید در امور دینی می رسد آن را زیر سؤال می برد و بدون توجه به عقل و نقل هرچه دلش بخواهد می گوید. انشاءالله خداوند متعال ما را اهل جهاد اکبر و جهاد اصغر و جهاد با جهل و اهل تقوا و یقین قرار دهد و داخل این بازی ها نگرداند.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در شنبه 31 شهریور1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزدهم ماه مبارک رمضان- جزء دهم قرآن کریم

سوره مبارکه توبه آیۀ شریفه 67

    چگونه می شود که انسان امر به منکر و نهی از معروف بشود و این مطلب را هم بپذیرد؟ در آیۀ مورد نظر، همانند بسیار از آیات سورۀ مبارکۀ توبه به معرفی صفات نافقان می پردازد. در اینجا به نکتۀ عجیبی اشاره می کند. منافقان از جنس یکدیگرند. یعنی با هم خوب جفت و جور می شوند. یأمرون بالمنکر و ینهون عن المعروف. به قبل و بعد آیه که بسیار اساسی و مهم هم هست کاری ندارم. اما همین یک تکه جای بسی تأمل دارد که چطور می شود کسی به منکر امر شود و از معروفبازداشته شود و این امر را با باور قلبی بپذیرد؟ نکته اینجاست که منافقان قبل از این کار یک کار دیگری را انجام می دهند. آن کار این است که ابتدا جای معروف و منکر را عوض می کنند و این مطلب را خوب جا   می اندازند، سپس امر به منکر و نهی از معروف می کنند. ببینید تا وقتی من می دانم اگر از بالای یک ساختمان ده طبقه سقوط کنم بلاشک کشته خواهم شد، هرگز دست به چنین کاری نمی زنم مگر اینکه مجنون شده باشم. اما وقتی امر بر من مشتبه شود و چنان در مغزم فرو رفته باشد که فاصلۀ سی متری که چیزی نیست و به راحتی با پا فرود خواهم آمد ممکن است این کار را بکنم. در اینجا هم همینطور است. مثلا می آیند خجالتی بودن را که امر خیلی جالبی نیست را با حیا جابجا می کنند.     می گویند آقا یا خانم خجالتی بودن خیلی بد است. چرا با جنس مخالف خودت دست نمی دهی. این از نشانه های خجالتی بودن توست که خیلی هم بد است. آن وقت اگر کسی که در مغزش این فرو رفته که دست ندادن به نامحرم از خجالت است و نه از حیا، اگر امر به دست دادن به نامحرم بشود، دست میدهد که هیچ شاید طرف را در آغوش نیز بگیرد! پس اول جای معروف و منکر را با کلماتی بسیار زیبا و دل نشین عوض می کنند و سپس به راحتی امر به منکر و نهی از معروف می نمایند. خداوند ما را از شر دشمنان و منافقانی که می خواهند بین ما و خدا، بین ما و اهل بیت، بین ما و دینمان جدایی بیندازند نجات بدهد.


 

 

 با عرض سلام و ادب و درود بر روان پاکترین های عالم امکان شهدای عزیز از صدر اسلام تا امروز

جای همه خالی امشب افطار مهمون یکی از یاران شهدا و یکی از اساتید بزرگم حاج حمید بودم . خودمون دوتا بودیم . بعد از افطار جعبه جادو که دیگه شده نقل هر محفل روشن شد ( لازم به ذکره که بنده آنچنان به این کاردستی آقایان اشتیاقی ندارم ) بعد از گذر از چند کانال و تماشای منتقدانه چند سریال که ۱ ریال هم ارزش نداره . شبکه ملی اقدام به نمایش مستنداتی از عملیات خیبر تو جزیره مجنون کرد که دیدم حاجی حالش عوض شد و رفت توی اون حس و حال و تعریف کردن از اون روزا . هرچی اون بیشتر تعریف میکنه من بیشتر غبطه می خورم و شرمنده میشم که چرا نبودم . اگه یه کمی با دقت نگاه کنید امسال یه فرق اساسی توی مستندها  میبینید و اونم اینه که تقریبا دارن همه چیز رو نشون میدن » نه فقط صحنه های دعا و نیایش که دارن صحنه های سختی و رقت جهاد رو نشون میدن . تا چند وقت پیش اونقدر جنگ رو قشنگ و گوگولی مگولی نشون میدادن که همه هوس جنگیدن میکردن ولی جدیدا دارن نشون میدن که نه بابا جنگیدن و جهاد کردن اون هم توی یگان پیاده کار راحتی نیست و به قول قدیمیا کار هر ... نیست خرمن کوفتن . حاجی هم داغ دلش تازه شد و شروع کرد به گفتن از سختی ها و اینکه چه کسانی که امروز مدعی رزم و جهاد هستند اون روزا کجا بودن و اینکه هر کسی نمیتونست بیاد و تو گردانهای پیاده قدم برداره { من هم چون خودم دوره تخصصی تاکتیک دیدم میفهمم که به این راحتی نیست } اما دوره ما کجا و میدان نبرد کجا .

بیایم توی این هفته که تقریبا مصادف شده با دهه دوم ماه مبارک یه کمی فکر کنیم که به جمله شهید چمران :

:: وقتی شیپور جنگ نواخته می شود شناختن مرد از نا مرد آسان می شود ٬ پس ای شیپور چی بنواز ::

دم آخر هم حاج حمید با یه لحن و بغض خاصی تو گلوش اینو گفت :

« جنگ و جبهه مثل کنکور بود و دانشگاه ٬ هر کی رفت و امتحانشو قیول شد شهید شد و هر کی رد شد موند تا بدبختی بکشه »

 التماس دعا

یا علی

مهدی ..............

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در شنبه 31 شهریور1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزنهم ماه مبارک رمضان- جزء نهم قرآن کریم

سوره مبارکه اعراف آیۀ شریفه 128

    همۀ ما دوست داریم در کاری که شروع می کنیم، به هدفمان به طور کامل دست پیدا کنیم و به اصطلاح پیروز شویم. برای رسیدن به این هدف یعنی پیروزی را ه های مختلفی در قرآن کریم بیان شده است. در آیۀ مورد نظر خداوند متعال به فراز دیگری از داستان حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه آلاف التهیه و الثنا می پردازد و از قول حضرت موسی به قومش را در زمانی که در شدت ضعف از نظر ظاهری قرار داشتند و امیدی به نجات نداشتند نقل می کند و می فرماید: قال موسی لقومه استعینوا بالله و اصبروا ان الارض یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین. در اینجا به سه عامل پیروزی اشاره می فرماید: در عقیده، استعانت گرفتن از خداوند متعال. در اخلاق: صبر و در عمل: تقوای الهی. الّا و لابد برای رسیدن به پیروزی این سه امر در زمینۀ عقیده و اخلاق و عمل نیاز است و بدون آنها نمی توان پیروزی را تصور کرد.در جاهای مختلف قرآن کریم به استعانت از صبر و صلاه اشاره شده است. نماز همان ارتباط با خداست که اینجا مستقیماً استعانت از خدا مطرح شده است. صبر هم که بحثش روشن است و بارها و بارها در قرآن کریم به آن توصیه شده است. حتی در آیۀ استرجاع. و اما تقوا. قبلا نیز در این مورد اشاره شد که تقوی باعث به روزی در دنیا و آخرت می شود. ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض. اگر مردم ایمان داشته باشند و تقوا پیشه باشند باب های برکات خداوند از زمین و آسمان بر آنها گشوده خواهد شد. انشاءالله خداوند مارا در رسیدن به هدف هایمان تأیید فرماید.

راستی مطلب روز چهلرم هم آمده شد و در پست مربوطه آپ کردم . حتما مطالعه بفرمایید .

التماس دعا

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 30 شهریور1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روز هشتم ماه مبارک رمضان- جزء هشتم قرآن کریم

سوره مبارکه انعام آیات شریفه 151 تا 153

    حتما فیلم ده فرمان حضرت موسی علی نبینا آله و علیه السلام را به یاد دارید. اگر یادتان نیست عرض می کنم که وقتی حضرت موسی برای مناجات سی روزه به کوه طور رفت و آن سی روز به چهل روز تبدیل شد، خداوند متعال در الواحی فرمان هایی جهت اداره حکومتش به ایشان عطا نمود. گویا تعداد این فرمان ها ده عدد بود. در قرآن کریم هم برای ایجاد نظم در جامعه و تعیین حدود که نباید به آن ها نزدیک شد، در این آیات ده فرمان امر شده است که در تفسیر نمونه به ده فرمان اسلامی مسما شده است. این ده فرمان عبارتند از: شریک قایل نشدن برای خدا، احسان به والدین، نکشتن اولاد از ترس فقر، نزدیک نشدن به فواحش چه پنهانی و چه آشکارا، نکشتن نفسی که خدا کشتن آن نفس را حرام کرده مگر از روی حق(مثلا در موقع قصاص)،نزدیک نشدن به مال یتیم مگر آنکه نیت خیر در کار باشد تا زمانی که یتیم خودش صاحب عقل شود و بتواند از مالش درست استفاده کند، کم نگذاشتن از کار(اینجا وزن و ترازو مطرح است اما قابل تعمیم به کلیه کارهاست)، به عدل صحبت کردن و شهادت دادن حتی زمانی که به ضرر نزدیکان انسان باشد، وفای به عهد الهی و پیروی نکردن از راه هایی غیر از راه خدا. هر کدام از ده مطلب بیان شده ساعت ها بحث می طلبد اما به دلیل مختصر گویی از همۀ آن ها می گذریم. فقط به یک نکته اشاره می شود که دقت شود این جا هم یکی از جاهایی است که خداوند متعال بلافاصله پس از امر به شریک قایل نشدن برای خودش، دستور به احسان به پدر و مادر را داده است. تا آن جا که به یاد دارم در چهار مورد اینگونه یعنی بلافاصله پس از پرستیدن خدا، امر به احسان به پدر و مادر شده است.خیلی مناسب است که در این ماه پربرکت الهی به این نکات توجه بیشتری داشته باشیم و بعضی بازی ها که ما را به دنبال خود می کشد ما را از حقایقی که میان بر رسیدن به مقصد می باشد بی نصیب نکند. انشاءالله

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در چهارشنبه 28 شهریور1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روز هفتم ماه مبارک رمضان- جزء هفتم قرآن کریم

سوره مبارکه مائده آیات شریفه 112تا115

    در آیات مورد نظر یک بحث اساسی و مبتلا به بسیاری از افراد این زمانه مطرح شده است که به اختصار به آن می پردازیم. حواریون حضرت عیسی علی نبینا آله و علیه السلام از حضرت عیسی تقاضای مائدۀ آسمانی می کنند. آن هم فقط برای پیدا شدن اطمینان قلبی. حضرت عیسی هم درخواست حواریون را به خداوند متعال انتقال می دهد و این نکته را هم در مناجاتش متذکر می شود که این روز برای اول و آخر آن ها عید قرار داده شود. خداوند هم این امر را پذیرفت و فرمود: انی منزلها علیکم. اما نکته از اینجا به بعد است. ما در زندگی بسیار برایمان اتفاق افتاده که از خداوند متعال چیزهایی خارج از قاعدۀ علت و معلولی حاکم بر جهان خواسته ایم. پول خیلی زیاد و بی زحمت، خانۀ آن چنانی بدون پرداخت پول، زن یا شوهر خوبی که در خواب به ما الهام شود و زحمت تحقیق و خواستگاری و غیره نصیبمان نشود، دیدار یار عزیزتر از جانمان مهدی فاطمه روحی فداه و . . .  . آیا این موارد شدنی است و خداوند متعال خارج از قوانین حاکم بر عالم می تواند این کارها را در حق ما انجام دهد؟ مسلما جواب این سؤال مثبت است. خدایی که از خاک آدم می آفریند، از مادر بدون پدر فرزند به دنیا می آورد، یک نفر را در شکم ماهی زندانی می کند و بعد به سلامت بیرون می آورد، بچه ای را به فرمان خودش در آب رها می کنند و او در دامان دشمن به پیامبر زمانش تبدیل می کند، دیگری را از ته چاه بیرون می آورد و به عزیزی مصر می رساند، جنگ هشت سالۀ ما را که به حق با تمام عقبۀ دشمنان اسلام بود و عراق فقط جلودار معرکه بود را به سامان می رساند و . . . با عقل موافق نیست که بگوییم نمی تواند این کارها را انجام دهد. اما یک بعدی هم دنبالش است. آن هم اینکه در صورتی که این موارد به انجام برسد، حجت بر متقاضی تمام می شود. آنگاه چنانچه کسی خطایی کند و حق را بپوشاند خداوندن می فرماید: فانی اعذبه عذابا لا اعذبه احدا من العالمین. خود خدا این افراد را چنان عذابی می کند که احدی در عالم را اینگونه عذاب نکرده است. پس بدانیم که بعضی دعاهایمان که ظاهرا به هدف اجابت نمی رسد برایمان نعمت است. چون اگر حجت بر ما تمام شود خداوند متعال با کسی شوخی و یا پسرخالگی ندارد. انشاءالله عمل همه مان خالص برای رضای خود خدا باشد.

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روز ششم ماه مبارک رمضان- جزء ششم قرآن کریم

سوره مبارکه مائده آیه شریفه 65

    ولو ان اهل الکتاب امنوا و اتقوا لکفرنا عنهم سیئاتهم و لأدخلانهم جنات النعیم. از آن جاییکه دستور بر این است که بین خوف و رجا باشیم، امروز یک آیۀ رجایی انتخاب کرده ام. در سیاق آیات قبل و بعد از این آیه همانطور که ملاحظه می شود مانند بسیاری از آیات قرآن طرف حساب قوم بنی اسراییل اند. اما همانطور که قبلا هم گفته شد، شأن نزول آیه مخصص آیه نیست و در هر زمان و مکان و برای هر قوم و گروهی مصداق می تواند داشته باشد. در این آیه پس از تهدیدهایی که قوم یهود می شوند، بشارتی به آنان داده می شود و آن این است که چنانچه به آنچه رسولشان می گوید ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، گناهانشان پوشیده می شود و دربهشت پرنعمت برای همیشه جای می گیرند. حیفم می آید که معنی یک کلمه را در اینجا بیان نکنم. بهشت با نام های مختلفی بیان شده است. آنچه در اینجا بیان شده است « جنت » است. جنت از ماده جن به معنی چیزی است که پوشیده است. به جن هم از آنجایی که دیده نمی شود و برای همه قابل رویت نیست جن می گویند. به دیوانه هم چون عقلش پوشیده شده است مجنون می گویند. به باغی که درختانش باعث شده اند که زمین آن معلوم نباشد و سایه خود را به طور کامل بر زمین افکنده اند جنت می گویند. بگذریم. امروز برایم ما هم همینطور است. یعنی همۀ ناشایستگی ما به این برمی گردد که ایمان نداریم و تقوا پیشه نمی کنیم. این دو حرف دنیا و آخرتمان را مسلما آباد می کند. ایمان یعنی اعتقاد قلبی به آنچه در ابتدای سوره بقره آمده است و آنچه در ذیل آیۀ177 همان سوره بیان شد، و تقوا یعنی این دو حرف: عمل به واجبات و ترک محرمات. برخی بزرگان یک کلمه را هم اضافه     می کنند و آن هم وقوف در شبهات است.یعنی اگر نتوانستیم حلال و حرام بودن مطلبی را درک کنیم، واردش نشویم. این دو کلمه یعنی ایمان (بحث اعتقادی) و تقوا (بحث عملی) باعث سعادت ما در دنیا و آخرت می شود. در آخرت که در همین آیه بیان شده است و در دنیا در آیه 96 سوره مبارکه اعراف بیان گردیده است. پس بدانیم که «از ماست که برماست». اگر به دین با تمام جوانبش عمل کردیم و ضرر کردیم آن وقت می توانیم مدعی شویم. اما دریغ از عمل.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روز پنجم ماه مبارک رمضان- جزء پنجم قرآن کریم

سوره مبارکه نساء آیه شریفه 85

    من یشفع شفاعه حسنه یکن له نصیب منها و من یشفع شفاعه سیئه یکن له کفل منها وکان الله علی کل شیء حسیبا. امروزه روز این نکته از یاد خیلی از ما رفته و به همین دلیل گاهی اوقات عملی انجام می دهیم که بدون هیچ دلیلی خودرابه زحمت می اندازیم.خیلی شرمنده ام ولی می خواهم برای روشن تر شدن مطلب یک مثالی بزنم. یک وقت آدم یک گناهی می کند و از نظر مادی لذتی هر چند کوتاه می برد. «کم من شهوه ساعه اورثت حزنا طویلا» ولی گاهی آشی نخورده، دهانی می سوزد. آیۀ فوق مصداق چنین مطلبی است. نمونه های زیادی برای مثال وجود دارد ولی برای حفظ حرمت به یکی از آن ها می پردازم. مثلا یک نفر به دنبال مشکل مالی که برایش پیش آمده به دنبال پول می گردد. من هم در محلمان یک نفر نزول خور را می شناسم که به امر ربا مشغول است و به این رفیقم آدرس آن یکی را میدهم. باید بدانم همان گناهی که برای گناه کار این مورد نوشته می شود برای من هم که مسبب این موضوع بوده ام حساب خواهد شد.چرا که به نص قرآن، ربا به منزلۀ محاربۀ با خداست.ازآن طرف مثلا همین فرد را به یک صندوق قرض الحسنۀ واقعا قرض الحسنه معرفی می کنم. در این مورد هم در ثواب وام دهنده و حل مشکل وام گیرنده و حل مشکل بزرگتر از این ها ، یعنی آن کسی که پول خود را در صندوق گذاشته تا به این سبب از رذیلۀ بخل دور شود و به حسنۀ انفاق و ایثار نزدیک شود سهیم خواهم بود. پس قبل از انجام هرکاری دقت داشته باشیم که مسبب هر کاری در اجر و جزای آن کار شریک است.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت |

بسم الله الرحمن الرحیم .

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روز چهارم ماه مبارک رمضان- جزء چهارم قرآن کریم

سوره مبارکه نساء آیه شریفه 18

    برای امروز بین دو آیه مردد بودم که این آیه را در نهایت انتخاب کردم. آیۀ دیگر آیۀ 139 از سورۀ مبارکۀ آل عمران بود که در آن بیان می شود که چگونه می توان برتر بود. بگذریم. آیا خداوند کریم و غفور و رحیم و دارای همۀ صفات ثبوتیه ممکن است کسی توبه کند و توبۀ او را نپذیرد؟ این همه از لطف و کرم خدا شنیده ایم. ولی امان از غضب رحمان. بله،این اتفاق هم ممکن است بیفتد. پس بی مورد نباید مغرور شد و چشم بر همه چیز بست. در آیۀ مورد بحث، خداوند متعال به توبۀ نامقبول اشاره می کند و آن را توضیح می دهد. «ولیست التوبه للذین یعملون السیئات حتی اذا حضر احدهم الموت قال انی تبت الان و لا الذین یموتون وهم کفار اولئک اعتدنا لهم عذابا الیما» توبه برای کسانی که تا موقع درک مرگ گناه می کنند و آن زمان به یاد توبه می افتند وجود ندارد و برای این افراد عذاب دردناکی آماده است. عجب! خدا به این کریمی و رحیمی توبۀ برخی را نمی پذیرد؟ بله. فلسفه اش هم این است که توبه بدون عمل صالح بعد از آن به سخره گرفتن خود است. ببیند در جای جای قرآن هر زمان صحبت از ایمان شده است بعد از آن عمل صالح نیز بیان شده است. این از مسلمات  است که ایمان بدون عمل صالح نه تنها پذیرفته نیست بلکه به مثابه مسخره کردن خود والعیاذ بالله خدا می ماند. در مورد توبه هم همینطور است. در سورۀ مبارکۀ فرقان آیۀ شریفۀ 70 نیز این مطلب به این صورت بیان شده است که بعد از توبه باید ایمان و بعد از آن عمل صالح باشد تا مورد غفران و رحمت الهی قرار گیرد. پس نتیجه اینکه توبۀ نامقبول هم در دستگاه با عظمت الهی وجود دارد. خدا کند ما مصداق این بیت نباشیم که : سبحه بر کف، ذکر بر لب، دل پر از شوق گناه مغفرت راخنده می آید ز استغفار ما.

یا علی

مهدی ..................

التماس دعا یادتون نره .

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت |

تصوير كاملا نمايشي است

 

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روز سوم ماه مبارک رمضان- جزء سوم قرآن کریم

سوره مبارکه بقره آیه شریفه 279

    برای اختصار به کل آیه که در مورد ربا و توصیف آن از دیدگاه قرآن به عنوان اعلان جنگ با خداوند است کاری ندارم. بحثم بر روی کلمه « لا تَظلِمون و لا تُظلَمون» می باشد. نه ظلم کنیم و نه ظلم بپذیریم. در سوره مبارکه اعراف آیه شریفه 38وقتی افراد جهنمی از خداوند متعال می خواهند که عذاب سرکردگانشان را مضاعف کند جواب می شنوند « لکل ضعف ولاکن لا تعلمون» برای هر دو دسته یعنی پیشوایان و پیروی کنندگان عذاب مضاعف است ولی نمی دانند. چرا؟ در مورد پیشوایان ظلم که روشن است . چون هم خود گمراهند و هم دیگران را به گمراهی می اندازند. ولی در مورد پیروان،چون تا عده ای نباشند که حرف های پیشوایان باطل را بپذیرند، باطل پا نمی گیرد پس در کار دسته اول شریکند. در مورد ظلم هم همینگونه است. تا عده ای نباشند که ظلم پذیر و به اصطلاح خودمان توسری خور و یا بادمجان دور قاب چین باشند، ظلم پا نخواهد گرفت. پس دستور خداوند متعال مانند تحریفات مسیحیت امروزه این نیست که فقط ظلم نکنید و اگر به شما ظلم شد، بگذارید به آن طرف صورتتان هم سیلی بزنند و یا مانند برخی از مذاهب موجود در اسلام اینکه اگر هم کسی و یا عده ای ظلم کردند خواستۀ خداست و نباید با آن مخالفت کرد و باید صبر کرد تا ببینیم خدا چه می خواهد. خداوند متعال آنچه را خواسته است در این آیه بیان نموده است. نه ظلم کنید و نه ظلم بپذیرید.

 

 التماس دعا .

نظراتون واسه ما سازندس .

یا علی

مهدی...................

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 23 شهریور1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روز دوم ماه مبارک رمضان- جزء دوم قرآن

سوره مبارکه بقره آیه شریفه 177

    پیروی بحث روز گذشته، به تعریف « برّ» از دیدگاه قرآن می پردازیم. در آیۀ فوق الذکر که به علت طولانی بودن از نوشتن اصلش می گذرم، می فرماید برّ و نیکی این نیست که به کارهای بیهوده خودمان را سرگرم کنیم. چرا اینگونه بیان می کنم؟ چون بحث در این آیه پیروی آیات قبلی مسئلۀ تغییر قبله و اهمیت دادن به آن است. یکی از درس هایی که از این آیه می توان گرفت این است که وقتی خداوند متعال یک حکمی را انشا و یا تأیید فرمودند دیگر به دنبال تفسیر و توجیه و غیره رفتن بازی است و هیچ سودی هم ندارد. اما نیکی چیست؟ از آنجا که ما نه اصالت اعتقادی هستیم و نه اصالت عملی(یعنی می گوییم یک عمل برای اینکه انسان را به سرمنزل مقصود برساند هم باید با نیت خوب انجام شود و هم عمل باید خودش دارای حسن ذاتی باشد و بدون یکی از اینها،عمل مقبول درگاه خداوند متعال قرار نمی گیرد) ابتدا به اعتقاد می پردازد و می فرماید ایمان به توحید، معاد، ملائکه، کتاب(برای ما قرآن) و پیامبران و سپس در عمل گذشتن از مال و انفاق به فامیل، ایتام، مساکین، در راه ماندگان، درخواست کنندگان، بردگان و اقامۀ نماز و پرداخت زکات و وفای به عهد و صبر. نتیجه اینکه اگر بخواهیم اعمال ما در این ماه و در کل زندگی ما را به سعادت برساند می بایست هم در اعتقاد وهم در عمل دارای حسن باشد. در آن صورت خداوند متعال ما را از اهل صدق و تقوا قرار می دهد و همانطور که می دانیم نزد خدا کسی با ارزش تر است که با تقواتر باشد. ان اکرمکم عندالله اتقاکم. برای رسیدن به تقوا به نیکی نیاز است که در این آیه کاملاً واضح توضیح داده شده است.

 

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در پنجشنبه 22 شهریور1386 و ساعت |