تبليغاتX
دار المجانین = مهدی ده نمکی

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزهفدهم ماه مبارک رمضان- جزء هفدهم قرآن کریم

سوره مبارکه انبیاء آیۀ شریفه 47

    با عنایت به نزدیک شدن به ایام و لیالی قدر فکر کردم بهتر باشد آیه ای انتخاب شود که اگر به آن دقت شود شاید در سرنوشتمان کمی اثر داشته باشد. گرچه آیۀ اول این سوره خود برای عمری تفکر و تغییر حال کافی است ولی شاید به این آیه کمتر توجه شود. همه در اعماق وجودمان و فطرتاً می دانیم که قیامتی هست و بالاخره به پای حساب و کتاب کشیده خواهیم شد. شاید الآن به روی خودمان نیاوریم ولی این امر در فطرت همه هست. اما این حساب و کتاب چگونه است. در این آیه خداوند متعال می فرماید: و نضع الموازین القسط لیوم القیامه فلاتظلم نفس شیئا و ان کان مثقال حبه من خردل اتینا بها و کفی بنا حاسبین. ما ترازوهایی به عدل برپا خواهیم نمود و به هیچکس ظلم نخواهد شد. هرکس به اندازه دانه خردل کاری انجام داده باشد به او داده خواهد شد. برای حساب و کتاب هم خود ما کفایت می کنیم. اینکه ظلمی در کار نیست و «هرکسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت» حرفی نیست. در اینکه هر کسی هر کاری انجام داده باشد به او ارایه می شود هم در آیات دیگر قرآن بیان شده است. اینکه خداوند متعال برای حساب و کتاب کفایت می کند و چیزی نیست که از سیطۀ فرمانرواییش نادیده بماند هم حرفی نداریم. اما چرا میزان برپا نمی شود و موازین برپا می شود؟ آنگونه که در تفسیر آمده است دلیل این امر آن است که هر یک از افراد با ایمان و پاک دارای ویژگی های ممتازی هستند و در همان قسمت مقیاس سنجش برای دیگران قرار می گیرند. مثلا حضرت سلیمان دارای مال و مکنت فراوانی بوده است. یا حضرت ایوب سختی های بسیار فراوانی کشید. ویا حضرت یوسف بسیار زیبا رو و دارای مقام دولتی بود. و یا حضرت موسی بسیار مورد آزار و اذیت مردم زمانش قرار گرفت. حضرت نوح بسیار از قومش کتک خورد. حضرت لوط مورد بی حرمتی هایی قرار گرفت که شایان گفتن نیست. همین که قصد تعدی به مهمانان او را داشتند کفایت می کند و قص علی هذا. با این حساب همۀ راه ها برای توجیه اعمال ما بسته می ماند. دیگر در پیشگاه عدل الهی چطور من می توانم بهانه بیاورم که من پولم زیاد بود که گمراه شدم. منصب دولتی چشم مرا به خود خیره کرد. در اثر ابتلائات زیاد فرصت عبادت پیدا نشد و . . .  .پس بدانیم هرچه بر سر ما از خیر و شر آمده و خواهد آمد، قبلاً برای عده ای دیگر بوده است و فراوانند کسانی که از این امتحانات پیروز بیرون آمده اند و اعمال همان ها میزان اعمال ما خواهد شد. خدا کند ما در امتحانات سخت وارد نشویم و اگر هم شدیم به مدد پروردگار با سربلندی و پیروزی بیرون بیاییم تا در روز جزا شرمنده روی اهل بیتی که سنگشان را به سینه می زنیم نشویم. امشب که این مطلب را می نویسم شب جمعه است. همان متن دعای کمیل برای ما کافی است. آنجا که مولای ما می فرماید:لای الامور الیک اشکوا و لما منها اضج و ابکی . . . . فلئن صیرتنی للعقوبات مع اعدائک و جمعت بینی و بین اهل بلائک و فرقت بینی و بین احبائک و اولیائک.

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 6 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزشانزدهم ماه مبارک رمضان- جزء شانزدهم قرآن کریم

سوره مبارکه کهف آیات شریفه 103 و 104

    آیا می خواهید جزء زیان کارترین مردم نباشید؟ پس ابتدا باید بدانید که چه کسانی زیان کارترین مردم هستند، بعد به خودمان و اعمالمان رجوع کنیم و سپس سعی کنیم تا از این زمره دور بمانیم. خداوند متعال در آیات مورد نظر می فرماید: قل هل ننبئکم بالخسرین اعمالا. ای پیامبر به مردم بگو آیا می خواهید بدانید زیان کارترین مردم چه کسانی هستند. می دانید که خسران به معنی از دست دادن اصل سرمایه است نه ضرر در سود. پس معلوم می شود مسئله مهم تر از این حرف هاست. بعد می فرماید: الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا. آن کسانی که اعمالشان در این دنیا گم و نابود می شود ولی می پندارند که خوب عملی انجام می دهند. درست است که در احادیث ذیل این آیه یهودیان، مسیحیان، خوارج نهروان، رهبان ها، بدعت گذارها در قوم مسلمین و منکران ولایت اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب علیه السلام بیان شده است ولی باز نمی تواند مخصص آیه باشد. وظیفه ما این است که با تکمیل مبادی و اصول اعتقادی مان به جایی برسیم که بتوانیم تشخیص دهیم که آیا سرمایه های خدادادی مان را داریم از دست می دهیم و جز اخسرین اعمالا قرار می گیریم یا به واقع در راهی که شارع مقدس بیان فرموده حرکت می کنیم. ببینید در حدیث امیرالمؤمنین علیه السلام که اصبغ بن نباته ذکر می کند آمده است که یهود و نصارا ابتدا دینشان درست بود ولی بعدا دچار تحریف شد و پیروان آن دین گمان کردند که دین همین است که دارند انجام می دهند. به هیمن دلیل جزء اخسرین اعمال قرار گرفتند. مابقی گروه های بیان شده نیز همینطور. پس باید خیلی از خودمان مراقبت کنیم که نکند به کاری مشغول باشیم که مورد رضای حق نباشد و لی چون عادت به آن کرده ایم فکر کنیم بهترین کار ممکن را انجام می دهیم. خدا سرانجام کار مارا ختم به خیر گرداند. انشاءالله

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 6 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزپانزدهم ماه مبارک رمضان- جزء پانزدهم قرآن کریم

سوره مبارکه اسرا آیۀ شریفه 64

    آیا می خواهید بدانید وسایل وسوسۀ شیطان برای ما پس از آنکه از صف ملائک رانده شد چیست؟پس به این آیه خوب دقت کنید. وقتی خداوند متعال شیطان را به خاطر کبری که ورزید از صف ملائک خارج کرد و به او و پیروانش وعده جهنم داد(قال اذهب فمن تبعک منهم فان جهنم جزاوکم جزاء موفورا) راه هایی را که می تواند بر انسان ها تسلط پیدا کند را هم بیان فرمود تا ما حواسمان جمع باشد و در این بازی خطرناک که انتهایش را اول خداوند متعال بیان فرموده وارد نشویم. اول از همه تبلیغات و نغمه های هوس انگیز:واستفزز من استطعت منهم بصوتک. دوم با استفاده از نیروهای نظامی: واجلب علیهم بخیلک و رجلک. سوم با برنامه های به ظاهر اقتصادی و ظاهرا انسانی : و شارکهم فی الاموال و الاولاد. چهارم برنامه های مخرب روانی: وعدهم. اما بدانید که همۀ اینها وعدۀ دروغ شیطان است و راه به جایی ندارد:ومایعدهم الشیطان الّا غرورا. در اینجا نیاز به ترجمه چند لغت است. استفزز به معنی تحریک و برانگیختن است. اجلب به معنی فریاد شدید و خیل به معنی اسب و یا سوارکار آمده است که در اینجا معنای دوم مورد نظر است. در قبال آن خیل به معنی نیروهای پیاده است. حال برگردیم به آیه. تبلیغات سوء و اثرش کاملا بر همه روشن است و با کمی دقت دور و برمان آن را به خوبی حس می کنیم. استفاده از نیروهای نظامی را هم که هشت سال دفاع مقدس به ما به خوبی نشان داد. راستی چگونه قدر این همه نعمت که به ما داده شده است را می دانیم. همین که در عصری به دنیا آمدیم که حضرت روح الله را دیدیم و جنگ خیلی ها را آب دیده کرد. بگذریم. برنامه دیگرشیطان برای غلبه بر انسان شراکت در اموال و اولاد است.یعنی چه؟یعنی با پیشنهاد سرمایه گذاری و امثال آن ما را به خود و برنامه های خود وابسته می سازد و با دادن بورس های تحصیلی به فرزندان ما و پیشنهاد ساخت مدارس و دانشگاه های مدرن، تربیت فرزندان ما را در دست خود می گیرد و آنگاه با دارا بودن سرمایه های اصلی ما یعنی سرمایه های مادی و جوانان، به هرطرف که بخواها می کشاند. یک سر به اندلس و روش پس گرفتن آن توسط اروپایی ها بزنید، مطلب کاملا برایتان روشن می شود. وعده های مخرب روانی شیطان هم که جای خود. گاهی تحقیر، گاهی بزرگ جلوه دادن توانایی ما تا دیگر دنبال وسایل و اسباب مادی نرویم، گاهی تخریب روحیه بابت چیزهایی که داریم و . . .  همه از وعده های شیطان برای گمراه کردن ماست. راه مقابله با این امور چیست؟ این را هم خداوند متعال در انتهای آیۀ بعد بیان می فرماید: وکفی بربک وکیلا. توکل بر خدا و اطمینان کامل به اینکه هرکاری ما انجام می دهیم در مقابل دیدگان پروردگار متعال است و اوست که ما را یاری می فرماید. کاری که در طول هشت سال دفاع مقدس دشمنان ما آن را نفهمیدند و به همین دلیل حیران مانده بودند. ولی پس از درک آن به کارهای دیگر جهت شکست دادن ما روی آورده اند. انشاءالله این کلمات ما را بیدار کند تا در دام های شیطان گرفتار نشویم و به خیر و صلاح و سعادت برسیم.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در پنجشنبه 5 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزچهاردهم ماه مبارک رمضان- جزء چهاردهم قرآن کریم

سوره مبارکه نحل آیات شریفه 125 تا 128

    از آیات مورد بی مهری قرار گرفتۀ قرآن یکی همین آیات انتهای سورۀ نحل است که معمولا از آن بهره برداری سیاسی می گردد. معمولا به ما گفته اند قرآن کریم می فرماید: ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه. یعنی دیگران را با علم و موعظه به راه خدا دعوت کنید. درحالی که این فقط قسمتی از بحث است. مانند لا تقربواالصلاه. اگر ادامۀ این آیه را درنظر نگیریم یعنی به نماز نزدیک نشوید.درحالی که اصل قضیه چیز دیگری است. در اینجا هم در آیات مورد بحث اصول تاکتیکی و روش مبارزه در مقابل مخالفین بیان شده است که معمولا فقط به دو مورد فوق اشاره می شود. در این آیات 9 مرحله بیان شده است که با هم مرور می کنیم. در برخورد با مخالفین، اگر واقعاً علم به موضوع ندارند باید به آن ها یاد داد: بالحکمه. اگر می دانند و فراموش کرده اند و یا خود را به فراموشی زده اند باید موعظه و یادآوری کرد. البته به نحوی که طرف منزجر نشود:والموعظه الحسنه. مرحله سوم جدال است. یعنی مناظره همراه با درستی و عدالت: جادلهم بالتی هی احسن. مرحلۀ چهارم کیفر دادن طرف مقابل به اندازۀ تعدی که او به ما کرده: و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ماعوقبتم به. با عنایت به هفتۀ دفاع مقدس روی این مرحله حرف دارم. این درست همان راه و همان کاری بود که ایران به رهبری حضرت روح الله نوّر الله مرقده در برابر عراق انجام داد. از ابتدا هم که جنگ به ما تحمیل شد اگر به یاد داشته باشید امام همیشه دشمن را نصیحت می کرد. اما زمانی که به قول مقام معظم رهبری در نماز جمعه «صبر انقلابی» ما به اتمام رسید، موشک جواب موشک،پاسخ بمباران شهرهای مابود. این یک امر کاملا عقلی است که در این آیه قرآن نیز تأیید می گردد. بگذریم. مرحله پنجم صبر برای رضای خداست:ولئن صبرتم خیر للصابرین. باز همان کاری که در طول دفاع مقدس بارها از نیروهای اسلام دیده شدکه شرحش در این مقال نمی گنجد. مرحله ششم اندوهگین نشدن بر حال مخالفین است:ولاتحزن علیهم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در تمام عمر بر اساس نص قرآن از خود مردم بر آن ها دلسوزتر و مهربانتر بود.(سوره مبارکه آل عمران آیه شریفه 119) ولی دلیلی ندارد که برای آن ها دایۀ مهربانتر از مادر باشد. وقتی به سمت خیر و صلاح گام برنمی دارند، در سخت ترین جنگ ها علیه آن ها شرکت می فرماید و مطابق دستور خداوند متعال بر آن ها اندوهگین هم نمی شود.مرحله هفتم عدم نگرانی از توطئه های آنان است:ولا تک فی ضیق مما یمکرون. مرحله هشتم تقوا پیشگی حتی در برابر مخالفان است: ان الله مع الذین اتقوا. و مرحله نهم احسان و نیکی به جا به مخالفین است. در جایی که احتمال اثر داده شود:والذین هم محسنون. این آیات خیلی جای توضیح دارند که برای اختصار از آن می گذریم. انشاءااله خداوند متعال دل ما را برای رسیدن به هدایت و شنیدن سخن حق نرم گرداند.

 


راستی یه نکته : مطالبی که هر روز آپ میشه ٬ شب بعد در مسجد جامع قلهک به صورت زنده توسط استاد ما ارائه کامل میگردد .


چندی پیش از خیابون زرکش رد مشیدم که یه پلاکارد مشکی نظر منو به خودش جلب کرد . متن اون به شرح زیر بود :

اهالی محترم محله زرکش

جانباز شهید نوریک محمودی دعوت حق پروردگار را لبیک گفت و به سوی او شتافت ٬ یادش گرامی و نامش در تاریخ این مرز و بوم همیشه ماندگار باد .

روابط عمومی شهرداری منطقه ۸

این نه فقط برای اطلاع اهالی محل که برای آگاهی من و امثال منه که یه وقتایی یادمون میرع که هنوز خیلیا هستن که توی بستر چشمشون به دره تا حضرت عزرائیل (ع) بیاد تو و ببرتشون پیش دوستان و همرزمان شهیدشون .

شادی ارواح طیبه شهدا صلوات

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزسیزدهم ماه مبارک رمضان- جزء سیزدهم قرآن کریم

سوره مبارکه ابراهیم آیۀ شریفه 6

    یکی از آیات کلیدی قرآن که بارها نیز تکرار شده است این آیه است.واذقال موسی لقومه اذکروا نعمه الله علیکم اذ نجیناکم من آل فرعون یسومونکم سوءالعذاب ویذبحون ابنائکم ویستحیون نسائکم و فی ذالکم بلاء من ربکم عظیم.هنگامی که حضرت موسی علی نبیناوآله و علیه السلام به قوم خود فرمود یاد بیاورید که قوم فرعون به بدترین عذاب ها گرفتارکرده بود. پسرانتان را ذبح می کرد و دخترانتان را زنده نگه می داشت و این یکی از ابتلائات و آزمایشات بزرگ الهی بر شما بود. اصولا هر حکومتی که بخواهد به ظلم و جور و بدون منطق پابرجا بماند ناگزیر از انجام این سیاست است. یعنی نیروهای کارآمد جامعه را از دور خارج کند و نیروهای ناکارآمد جامعه را نگه دارد تا بتواند به حکومت خود ادامه دهد. توجه داشته باشید که این آیه مربوط به قوم حضرت موسی است که در آن زمان واقعا خانم ها نمی توانستند منشأ اثر مهمی در جامعه باشند. مثلا بجنگند و یا تظاهرات کنند و علیه حکومت شعار بدهند. در همه زمان ها هم این اتفاق می افتد. در حال حاضر نگاهی به اطرافمان بیندازیم تا عمق فاجعه بر ما روشن شود. جوان ها که عمده افرادی هستند که می توانند منشأ اثر باشند به چه کاری مشغولند؟ خوب هایشان مشغول زندگی مادی و درگیری های آن هستند. هیئت بازی، سیاسی کاری، ورزش بازی و پیگیری خارج از اندازۀ مثلا فوتبال اروپا و یا جانبداری افراطی از تیم ها و . . . به بدها هم اصلا کاری نداریم.زمینه سازی فرار مغزها هم که جای خود بحث مفصلی را می طلبد.

چرا اینقدر صداوسیما برنامه در مورد مواد مخدر و اثرات سوء آن پخش می کند؟ چون جامعه عاری از آن است یا اینکه گرفتار است؟ این همان شبیخون فرهنگی است که مقام معظم رهبری شاید بیش از دوازده سال پیش به آن اشاره کردند. در اول انقلاب هم این اتفاق با حماقت دشمنانمان به نحو دیگری به انجام رسید. جنگ تحمیلی. شاید یکی از نیات بروز جنگ تحمیلی از بین بردن نسل جوان و مؤثر جامعه و پیروی آن تغییر حکومت و دوباره اجیری و نوکری اجانب. اما امام رحمت الله علیه با نفس مسیحاییش چنان غوغایی برپا کرد که در تاریخ اولین جنگی به ثبت رسید که در انتهای آن ایران وجبی از خاکش به اجانب سپرده نشد که هیچ، چنان دستاوردهایی داشت که امروزه اثر آن را         می بینیم. مقامات مسئول فرانسه که ایران را به جنگ تهدید کرده بودند حاضر شده اند بیایند در خود ایران و از مردم معذرت خواهی کنند. این است یکی از اثرات آن جنگی که امام راحل با اعلام صلح آن فرمود جام زهر را نوشیدم. به هوش باشیم که این امر در تاریخ همواره تکرار می شود و حکومت های فاسق به دنبال راه های از بین بردن نیروهای کارآمد جامعه می باشند تا بتواند به راحتی اموال ملت را به تاراج ببرند. یاد امام و شهدا گرامی باد. شادی روح آن بزرگواران صلوات.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 2 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزدوازدهم ماه مبارک رمضان- جزء دوازدهم قرآن کریم

سوره مبارکه هود آیۀ شریفه 48

    ما بارها داستان حضرت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام را شنیده ایم. بعضا تحریفاتی نیز برای بامزه تر کردن داستان وارد آن شده است. یکی از جاهایی که داستان این پیامبر بزرگ الهی با دقت خاص و ظرایف فراوان و بسیار زیبا و لطیف به طور کامل بیان شده است در سورۀ مبارکۀ هود می باشد. به کل داستان کاری ندارم و فقط توصیه به خواندن خود داستان،ترجمه وتفسیر آن می نمایم. اما یک نکته ای که غالباً از آن غفلت می شود در اینجا بیان می گردد.همه می دانیم که پس از آن طوفان سهمگین و غرق شدن همه الّا عدۀ قلیلی که به حضرت نوح ایمان آورده بودند، کشتی به سلامت بر زمین نشست:قیل یا نوح اهبط بسلام منا و برکات علیک و علی امم ممن معک. یعنی با سلامتی و باز هم مهم تر برکت. برکت یعنی این که آن چه در اختیار آدمی است به بهترین نحو مورد استفاده قرار بگیرد. مثلا حتما شنیده اید که می گویند مال ما برکت ندارد یا فلان چیز خیلی با برکت است. این امر کاملا درست و مسند دینی دارد. یعنی خداوند متعال اگر بخواهد ما از آنچه در اختیار داریم به بهترین نحو استفاده می کنیم و روزی های بهتری هم نصیبمان می شود و اگر نخواهد خلاف این واقعه اتفاق می افتد. بگذریم. عاقبت این افراد چه شد؟ یک عده ای که گویا به هشتاد نفر می رسیدند و از میان آن همه مردم زمانه با تحمل تمام سختی های مادی و معنوی به پیامبر زمانشان ایمان آورده بودند و در کشتی همسفر او بودند. در ادامۀ آیه به این امر اشاره می کند و می فرماید: و امم سنمتعهم ثم یمسهم منا عذابٌ الیم. یعنی عده ای از همین امت با دیدن آن همه معجزه و تحمل آن همه سختی پس از رسیدن به سلامت و برکت، غافل شدند و به خطا رفتند.خداوند متعال هم به عذاب دردناکی دچارشان کرد.آری یکی از ابتلائات آدمی سلامت و برکت است که از سختی و مشقت هم بدتر است.چون وقتی کسی در سختی می افتد معمولا دنبال فریادرسی می گردد تا نجاتش دهد و غالبا هم به خدا می رسد. ولی وقتی کسی در آسایش و نعمت است ممکن است کمتر به یاد خدا بیفتد و احتمال سقوطش در درۀ نسیان و فراموشی و غفلت بیشر است. انشاءالله خداوند متعال ما را در سختی و آسایش همواره برای خودش بخواهد وبه یاد خودش نگه دارد.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در یکشنبه 1 مهر1386 و ساعت |