تبليغاتX
دار المجانین = مهدی ده نمکی

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن، تمام شد!

یادتان هست در یک مطلب در اوایل ماه رجب عرض کردم ماه رمضان تمام شد؟ حالا دیدید چقدر حرفم حقیقت داشت و مانند عبور با سرعت نور رمضان از ما گذشت و ما از رمضان. انشاءالله بارمان را برای سال آینده بسته ایم و انشاءالله رمضان آینده را در رکاب امام زمانمان روحی فداه روزه می گیریم و شب زنده داری می کنیم و به تقوای الهی نزدیک تر می شویم. اصل اینکه ما وارد این ضیافت شدیم یا نه جای بحث دارد. امام راحل رحمت الله علیه می فرمودند این ضیافت با همۀ ضیافت ها تفاوت دارد چون در آن فقط «ترک» وجود دارد. ترک هوای نفس. ترک منیّت ها. ترک شهوات معنوی. این نکتۀ آخر یعنی ترک شهوات معنوی خیلی برایم جالب بود و جا دارد که ساعت ها روی آن فکر کرد. هر کس به مقداری که در این ترک ها موفق بوده وارد ضیافت خانه شده و حالا دارد از آن خارج می شود. اما چند نکته به نظرم رسید که در این باره بنویسم. ما در این ماه یکسری اعمال را به طور سنواتی انجام می دهیم. شاید رویش فکر کنیم شاید هم نه. من به چند مورد اشاره می کنم و فلسفه ای که به ذهن خودم می رسد بیان می نمایم. هرکس به نفس خود رجوع کند. اولین عمل در این ماه خودداری از خوردن و آشامیدن است. چرا؟ شاید به این دلیل که در یازده ماه دیگر هم توجه داشته باشیم که هرچیزی را نباید بخوریم. هر مالی لیاقت ندارد که به بدن ما برسد. باید حلال و طیب باشد. همانگونه که در داستان اصحاب کهف شاهدش بودیم. دیگر اینکه برای خوردن سحری هم که شده قبل از اذان صبح بیدار می شدیم. شاید مفهومش این باشد که با این تمرین یک ماهه، تمام سال را قبل از اذان صبح چند دقیقه ای با خدا خلوت کنیم و هم به حساب و کتابمان برسیم و هم آنچه از او می خواهیم، بخواهیم. در طول ماه هم به دعوت دیگران لبیک گفتیم و سر سفرۀ افطارشان رفیتم و هم دیگران بر سر سفرۀ افطارمان نشستند. بعد از ماه هم صلۀ رحم فراموش نشود. به خصوص با اقوامی که مشکلاتی دارند که شاید به دست ما یا قدم ما یا قلم ما و . . . حل شود. و اینکه به فکر سایر محرومین هم باشیم. در طول ماه بیشتر متوجه قرآن بودیم. در طول سال یادمان باشد این قرآن همانی است که برای هدایت ما آمده و هدایت، روز و ماه و سال برنمی دارد. در شب های قدر خدا را در جوشن کبیر با اسماء حسنایش خواندیم. دستور قرآن این است که همیشه خدا را به اسماء حسنایش بخوانیم. در شب های قدر قرآن را بازکرده و در دستانمان مقابل صورتمان قرار دادیم. دست نماد کار و تلاش است. در طول سال سعی کنیم عملمان قرآنی و برای رضای خدا باشد. در شب های قدر قرآن را روی شریف ترین عضو بدنمان یعنی سرمان قرار دادیم . سر نماد تفکر است. چون مغز در آن قرار گرفته. در طول سال بکوشیم تا فکرمان قرآنی باشد. در این ماه به برکت درک حضرت روح الله رحمت الله علیه به فکر سایر مسلمین جهان بودیم. در طول سال هم به یاد همه مسلمین جهان باشیم ولو به دعایی برای آن ها و نفرینی برای دشمنانشان و شرکت در یک راهپیمایی. در طول ماه شیطان با شیطانک هایش دست و پایشان بسته بود و هرچه از نافرمانی و معصیت از ما سرزد مربوط به خبث طینت خودمان بود. در طول سال بکوشیم مشکلات خودمان برای رسیدن به کمال را بشناسیم و فکری به حال عاقبت به خیری خودمان بکنیم. در طول ماه برایمان سرشار از اعمال شایسته بود. بکوشیم تا در طول سال نیز این حال برایمان حفظ شود. در این ماه به واسطۀ کم خوری، رقت قلب پیدا کردیم. سعی کنیم در طول سال هم این حالمان حفظ شود. در طول ماه به خاطر همان رقت قلب به وجود آمده هم مهربان تر بودیم و هم چشم گریان عطا شده بود. در طول سال هم چشم گریانمان را حفظ کنیم. در طول ماه رمضان خیلی چیزهای خوب از خدا خواستیم. در طول سال بکوشیم تا به همۀ آن ها برسیم. در طول ماه رمضان معاشرتمان با بدان به حداقل رسید. در طول سال بکوشیم این امر را ادامه دهیم که همانطور که در روزهای ماه مبارک بیان شد، اولین گام شیطان برای گمراهی ما، معاشرت با آلودگان است. و هرچه به ذهن شما می رسد. و اینکه یادمان باشد ماه رمضان بعدی نیز به زودی خواهد آمد و دوباره شب های قدر خواهیم داشت و شب های قدر حاصل یک سال تلاش است که در آن شب به ثمر می نشیند. امیدوارم این ماه رمضانی که بر ما گذشت و عیدی که در آن به اندازۀ کل بندگانی که در طول ماه بخشیده شده اند، در آن بخشیده می شوند، آخرین ماه رمضانی باشد که بدون امام زمانمان روحی فداه سر می کنیم. التماس دعا.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در شنبه 21 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

جزء سی اُم قرآن کریم

سوره مبارکه طارق آیۀ شریفه 9

از آنجایی که معلوم نیست روز سی ام ماه مبارک در بین باشد یانه، از ذکر نام روز سی ام گذشتم. در جزء آخر قرآن کریم، فراخور زمان نزول وبیان آیات که ابتدای دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می باشد،آیات کوتاه و بیان اصول و مهمات دین یعنی توحید و معاد می باشد. چرا که نه مردم حوصلۀ گوش دادن به دعوت پیامبر را داشتند و نه خداوند متعال قصد داشت که از اول تمام دین را که بیشتر تکیه اش بر علم و تفکر و تذکر است به طور کامل برای مردمی که سال ها در جهالت به سر می بردند بیان نماید. تا جایی که آیۀ اکمال که با علنی تر کردن ولایت مولای ما امیرالمؤمنین علیه السلام دین را به کمال رساند در حجه الوداع اعلام شد. پس در این آیات بیشتر بحث در مورد توحید و معاد است که ایمان به این دو مسلما هر کسی را از ورطۀ هلاکت رهایی می بخشد و به سرمنزل مقصود می رساند. آیۀ در نظر گرفته شده سه کلمه بیشتر ندارد: یوم تبلی السرائر. روزی که اسرار پنهان، آشکار می شوند. تبلی از مادۀ بلوی به معنای آزمایش و امتحان است و چون هنگام آزمایش حقیقت اشیاء ظاهر می شود، در اینجا به معنی ظهور و بروز آمده. سرایر جمع سریره است و به معنی حالات و صفات و نیات درونی و پنهان است. همۀ ما روزی در پیش داریم که نه تنها اعمالمان بلکه منویاتمان نیز به منصۀ ظهور می رسد. اگر به واقع به این امر یقین داشته باشیم باز هم همینطور زندگی می کنیم؟ مرحوم کافی یک مثال بسیار زیبا در این زمینه دارد که چون نوشتنش طول می کشد از آن می گذرم. ولی مثالی که خودم برای دوستانم می زنم این است که آیا جرأت دارید موبایلتان را به یک نفر که پیش او آبرویی دارد بدهید تا همۀ قسمت هایش را نگاه کند؟ متأسفانه این به صورت اپیدمی درآمده که بالاخره یکی دو مورد کلیپ ویا عکس خارج از معمول در گوشی ها وجود دارد. بینی و بین الله اگر چنین اموری در گوشی ما باشد جرأت نشان دادنش به یک نفر مثلا بزرگتر مثل پدرو مادرمان را داریم؟ یوم تبلی السرائر بلاتشبیه همینطور است. یعنی آنچه در وجود ماست به ظهور و بروز می رسد. آیا می توانیم بگوییم که همۀ اعمال و نیاتمان را همه بیایند نگاه کنند؟ ناخالصی ای در آن ها وجود ندارد؟ اگر اینطور هستیم که خوشا به سعادتمان. اما اگر غیر از این است که به احتمال قوی هست، تجدید نظری در رفتارمان داشته باشیم تا پس از خروج از این ماه باعظمت لااقل به خودمان بتوانیم بگوییم که یک گام به سعادت نزدیک شدیم.


این هم کلا آخر استاد و حسن ختام ماه مبارک

در این ماه بزرگ الهی هر روز مهمان شما بودیم و در حد توان آنچه در تفاسیر مختلف نوشته بود را رونویسی کردیم. آن عزیزی هم که نوشته بود شما چه کاره اید که قرآن را تفسیر می کنیم بداند که ما رونویسیم وگرنه تفسیر و بعد از آن تأویل قرآن کار از ما بزرگترهاست و ما هیچ چیزی نیستیم تا هیچ ادعایی داشته باشیم. اما هرجا سخن حق گفته شود ما با قوت از آن دفاع می کنیم. همانگونه که در آیات انتهایی سورۀ نحل بیان شد. به هر حال بدانیم که امام صادق علیه السلام ذیل آیۀ شریفۀ تبیان لکل شیء فرمودند در قرآن همه چیز وجود دارد. پس بهترین بهره ها را از آن می توان برد. من در شب نیمۀ ماه مبارک به دوستانم عرض کردم که هرکس واکسینۀ قرآن شود یعنی بتواند از قرآن استفاده کند به طوری که پاسخ های سؤال روزش را از قرآن دریافت نماید، یک سرو گردن از بقیه بالاتر است. چرا که قرآن کلام خداست و مثل تئوری های امروزی نمی ماند که یک روز درست به نظر می رسد و فردا نقیض آن ثابت می شود. انشاءالله همۀ عمر از قرآن بهره بگیریم و زندگی مان قرآنی باشد. التماس دعا. خدا نگهدار.

البته یه مطلب هم برای فردا در نظر گرفته شده که خیلی خوبه ٬ پس اونایی که دنبال حرف خوب هستند نه دنبال اینکه ببینن کی این حرفو میزنه که در مقابلش موضع بگیرند بیان و صفا کنن.

راستی توی نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید ٬ واقعا نظراتتون مهمه .
+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 20 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و نهم ماه مبارک رمضان- جزء بیست ونهم قرآن کریم

سوره مبارکه مدثر آیات شریفه 43 تا 48

پیش از این بعضا راه های رسیدن به سعادت و بعضا راه های سقوط به ورطۀ هلاکت از دیدگاه قرآن را بیان نموده ایم. در این روز به چند نکتۀ اساسی برای عاقبت به خیری اشاره می کنیم. در آیات سوره های آخر قرآن که غالبا از نظر طول آیه کوتاه هستند و به احتمال زیاد مکی می باشند، بحث های فراوانی در رابطه با توحید و معاد مطرح شده است. طبیعی هم هست که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درآغاز دعوتش دستور به مختصر گویی و ابشار و تنذیر داشته باشند و بعد از جا افتادن دین به بحث احکام مختلف فردی و اجتماعی و حکومتی بپردازند. در این سوره نیز پس از بیان اوصافی از قیامت اهل آن، به آنجایی می رسد که اهل بهشت از اهل جهنم سؤال می کنند چه شد که شما جهنمی شدید. صحبت اهل بهشت با اهل جهنم و چگونگی آن جای بحث دارد که از آن می گذریم. اهل جهنم به 4 مورد بسیار مهم اشاره می کنند که باید همه مراقب باشند تا دچار آن نگردند که در آن صورت عاقبت به شری به دنبال خواهد داشت. اول عدم ارتباط با خدا: قالوا لم نک من المصلین. ما اهل نماز نبودیم. دوم عدم ارتباط صحیح با مردم: و لم نک نطعم المسکین. ما به مردم خیر نمی رساندیم. هیچ دلیلی ندارد که انسان به خاطر عدم انجام اعمال مستحب مورد مؤاخذه قرار بگیرد. به همین دلیل مفسرین این بخش را به عدم پرداخت حقوق واجب مانند خمس و زکات تفسیر می نمایند. ولی منّاع الخیر بودن نیز در قرآن مذمت شده است که از این بحث می گذریم. سوم نشست و برخواست با بدان و آلوده شدن به گناهان آن ها: وکنا نخوض مع الخائضین. نخوض از ماده خوض به معنی ورود و حرکت در آب است و سپس به معنی ورود و آلوده شدن به سایر امور. پس معلوم می شود نشستن با بدان، عاقبت شومی دارد که در روزهای قبل به آن اشاره کرده ایم. و چهارم اینکه ما قیامت را قبول نداشتیم: و کنا نکذب بیوم الدین. این امر ادامه داشت تا مرگ ما فرا رسید: حتی اتانا الیقین. در این زمان شفاعتِ شفاعت کنندگان نیز به داد ما نمی رسد و فایده ای ندارد: فما تنفعهم شفاعه الشافعین. همینقدر کفایت می کند. بدانیم که انجام این امور موجب دوری از خدا و افتادن در به عاقتبی شوم می شود و به عکس خلاف این امور عمل کردن باعث سعادت ابدی و ورود در جناتی می شود که برای اصحاب یمین است. ذیل آیه 39 همین سوره، قرطبی مفسر سنی در تفسیر خود از امام باقر علیه السلام نقل می کند که ایشان فرمودند: نحن و شیعتنا اصحاب الیمین و کل من ابغضنا اهل البیت فهم المرتهنون. ما و شیعیانمان اصحاب یمینیم و هرکس با ما اهل بیت دشمن باشد در اسارت اعمال خویش است. چرا که در آیۀ قبل خداوند متعال فرموده بود در روز قیامت همه در اسارت اعمال خویشند مگر اصحاب یمین. خداوند متعال انشاءالله در روز باقی مانده از ماه مبارک رمضان در ما تغییر اساسی به وجود بیاورد و ما را از اصحاب یمین قرار دهد.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در چهارشنبه 18 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و هشتم ماه مبارک رمضان- جزء بیست وهشتم قرآن کریم

سوره مبارکه تحریم آیۀ شریفه 6

باز به مناسبت نزدیک شدن به پایان روزها و شب های عزیز رمضان، آیه ای انتخاب شده است تا شاید با تفکر در آن و عمل به آن، هنگام خروج از این ماه با هنگام ورود به آن فرق کرده باشیم. این آیه که بسیار هم با امروزه روز ما ارتباط دارد خطاب عام به همۀ اهل ایمان پس از آیاتی است که خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بیان شده است. خداوند متعال می فرماید: یا ایهاالذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون. ای اهل ایمان خود و خانواده تان را از آتشی که هیزمش مردم و سنگ ها هستند و ملائک خشنی هم بر آن موکلند که از امر خدا سرپیچی نمی کنند و هرچه خدا بگوید انجام می دهند نگه دارید. این دستور برای دیروز، امروز و فردای همۀ ماست. علی الخصوص امروز که دین داری از نگه داشتن گلولۀ آتش گداخته در دست سخت تر است. اولا به این نکته مهم می بایست توجه کرد که متأسفانه کمتر هم به آن توجه می شود که مهمترین کاری که امروز می توان انجام داد و باید انجام داد، نگهداری خود و اطرافیان است. نه مانند بعضی که به بهانه هدایت دیگران از خود وخانواده غافل می شوند و اثرش را در خانواده های افراد دین دار بعضا مشاهده می کنیم. به قول مرحوم آیت الله حمیدی که می فرمودند با فقر و تنگدستی کُلاتو بچسب دودستی. به هرحال نگهداری خود به ترک معاصی و عدم تسلیم در برابر شهوات است. آن وقت است که انسان می تواند بر روی خانواده و اطرافیانش هم اثر بگذارد. نگهداری خانواده هم با تعلیم، تربیت، امربه معروف، نهی از منکر و فراهم ساختن محیطی سالم و پاک و خالی از هرگونه آلودگی میسر می شود. آن جایی هم که باید از آن نگهداشته شویم شوخی بردار نیست. وقود به معنی ماده قابل اشتعال مانند هیزم است. جایی که ماده قابل اشتعالش را انسان ها و سنگ ها تشکیل می دهند و فراخور حال آن مکان، ملایکی بسیار سخت گیر بر آن موکلند. خوب دقت کنیم که کلمۀ قوا به معنی نگه دارید است و امر است. یعنی اگر این اتفاق نیفتد و نگهداری صورت نگیرد، خود به خود حرکت به سوی آتش است. خیلی محل بحث وسیع است ولی بنا به اختصار از آن می گذریم. پس حواسمان باشد قبل از اینکه برای دیگران للۀ مهربان تر از مادر باشیم به فکر خود و خانواده مان باشیم که خداوند متعال اینگونه دستور داده است.

 

 

 

 

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در سه شنبه 17 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و هفتم ماه مبارک رمضان- جزء بیست وهفتم قرآن کریم

سوره مبارکه طور آیۀ شریفه 28

چند شب بیشتر به پایان ضیافت الهی باقی نمانده است. قبلا هم اشاره شد که در دهۀ آخر ماه رمضان پیامبری که معصوم بود و محبوب ترین فرد نزد خداوند عالم، کمر همت به عبادت می بست و رختخوابش را جمع می نمود. من که بهره ای از این ضیافت نبرده ام. البته نا امید هم نیستم که قنوط حتما از عمل شیطان است. چون هرچقدر بد باشم، بدی ام از رحمت خدا که بیشتر نیست؟ پس هنوز امیداورم که بالاخره یک روز هم موجبات کمال و تعالی من فراهم شود. هرکس به خودش رجوع کند. اما شب های باقی مانده و عملی که می توان انجام داد. در آیات اول سورۀ مبارکۀ طور حال اهل بهشت را ذکر می کند. تا می رسد به آنجا که دلیل بهشتی شدن اینها را بیان می نماید. قالوا انا کنا قبل فی اهلنا مشفقین. فمن الله علینا و وقانا عذاب السموم. به این دو آیه کار ندارم که می گویند ما در خانواده خود ترسان بودیم و خدا هم ما را از عذاب نگه داشت. شاید قبلا اشاره کرده باشم ولی مجدد عرض می کنم که این ترس به خاطر مسئولیت هایی است که یک انسان برعهده دارد. یعنی در هرجا از قرآن کریم که مؤمنین به ترس وصف شده اند، ترس از مسئولیت و نگرانی درست انجام ندادن آن است. پس معلوم می شود هر عملی که انجام می دهیم به شرط دارا بودن این صفت در ما یعنی اینکه نگران باشیم تا عمل را درست انجام دهیم، پذیرفته است و این نیز از الطاف خفیۀ الهی است. منظور من این آیه است: انا کنا من قبل ندعوه انه هوالبر الرحیم. ما اهل دعا و خواندن خداوند متعال بودیم و به تحقیق خدا نیکوکار و دارای رحمت خاص است. در حدیث وارد شده است که چند چیز با چند چیز قرین و بی فاصله است. یکی همین دعاست. چرا که خداوند متعال فرمودند: ادعونی استجب لکم. (غافر60). پس دعا بلافاصله به اجابت قرین می شود. حال این اجابت دوجور است. یا نقدی است یا به حساب زدنی. یعنی یا همان موقع انسان اثرش را می بیند یا خداوند متعال به هزار و یک دلیل برایش حساب پس انداز باز می کند و بعدا اجابتش را نشانش می دهد. درهرحال به اجابت می رسد. اما موضوع از یاد نرود. یکی از خصوصیات اهل بهشت اهل دعا بودنشان در این دنیا می باشد. بیاییم در این روزها و شب های باقی مانده از ماه ضیافت الله بکوشیم تا با اخلاص خدا را بخوانیم تا او هم انشاءالله نظر لطفی به ما بکند و دنیا و آخرتمان را بیمه کند. دعا، آرامش امروز، آسایش فردا.

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 16 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و ششم ماه مبارک رمضان- جزء بیست وششم قرآن کریم

سوره مبارکه حجرات آیۀ شریفه 6

سورۀ مبارکۀ حجرات شامل یک دسته دستورات بسیار کاربردی اجتماعی برای مسلمانان است که اگر بدرستی به همۀ آن ها عمل شود بسیاری از مشکلاتی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم را نخواهیم داشت. یکی از این دستورات مهم در آیۀ ششم این سوره بیان شده است. من اسم این آیه را آیۀ تحریم رادیوهای بیگانه گذاشته بودم. البته این بحث مربوط به زمانی است که تنها راه نفوذ خبری به ما، رادیو بود. نه مثل امروز که ماهواره و اینترنت و سایر وسایل ارتباط جمعی همه در خدمت دشمنان ما قراردارد تا به هر طریق ممکن ما را از دین و دین را از ما جدا کنند. به هرحال خداوند متعال می فرماید: یا ایهاالذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبإ فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین. طبق معمول به شأن نزول آیه که در مورد ولید و قوم بنی المصطلق است کاری ندارم و یکبار دیگر می گویم به قول علما شأن نزول مخصِص آیه نیست. امروزه در جامعۀ ما کاربرد این آیه بسیار زیاد است. چون مردم خواسته یا ناخواسته اخباری را که به گوششان می رسد بدون کوچکترین تحقیقی می پذیرند و بدتر از آن به دیگران هم انتقال می دهند. این باعث ناامنی و حرمت شکنی های فراوانی شده و می شود. آیه می فرماید اگر فاسقی برای شما خبری را نقل کرد در موردش تحقیق کنید تا نشود که کاری از روی جهل به اصل مسئله انجام دهید و سپس پشیمان شوید. حضرت آیت الله امجد حفظه الله تعالی می فرمودند حتی اگر مؤمنی هم خبری به شما داد دربارۀ آن تحقیق کنید چه برسد به فاسق. فسق به معنای هرگونه گناه خروج از طاعت است. اما به واقع امروزه روز می شود به حرف حتی مؤمنین اعتمادکرد؟ خدا رحمت کند شهید بهشتی را. چقدر میان مؤمنین محبوبیت داشت؟ فاسقین که بماند. چون مثل خاری در چشم آن ها بود و با شهادت به اجرش هم رسید. مثل این کم داریم؟ در محلۀ خودمان چقدر پشت سر مردم حرف هایی هست که شاید از هر صدتایش یکی درست باشد. آیا رواست که بدون تحقیق کاری بکنیم که زندگی یک خانواده را از هم بپاشیم؟ شما سراغ ندارید ازدواج هایی را که بخاطر عدم تحقیق به طلاق منجر شد و یا ازدواج هایی را که بخاطر باز هم عدم پاسخ درست یک فرد بی اطلاع که طرف مشورت قرار گرفته انجام نشده است؟ من که زیاد سراغ دارم. بیاییم بینی و بین الله یک کمی هم دین را سرلوحۀ زندگی مان قرار دهیم و آنگاه ثمرش را ببینیم. حرف در این باره زیاد است ولی به همین اندازه بسنده می کنم. انشاءالله خداوند ما را مؤمن واقعی قرار بدهد.

 

 

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 16 مهر1386 و ساعت |