باسمه تعالی
سلام
اول : اینکه خدمت همه دوستان و دشمنان عارض که به سلامتی زنده ام و سر حال ( به کوری چشم حسود)
دوم : دعا میکنم و امیدوارم که خید غدیر بر همگی مبارک بوده باشه .
و اما بعد : توی این چند وقتی که نمیرسیدم آپ نم اتفاقات جالبی رخ داد که هر کدوم به نوبه خود داستان هفتاد مثنوی است .
نمیدونم از بسته شدن قهوه خانه ها و جمع شدن قلیونها در ممالک اسلامی بگم یا از بیکاری کارگران و صاحبان این صنف محترم و در به در شدن ایادی پای ثابت قهوه خانه ها و سفره خانه ها . از شاخ شمیران براتون بگم که این حقیر یه هفته ای میشه که به این منطقه عملیاتی منتقل شدم یا ..........
اما از همه جالبتر رو براتون در زیر به شرح انگشتان مبارکم به عرض میرسانم .
آیکو
شنبه عید غدیر بود و ما بر حسب وظایف محوله مجبور به حضور در محل کار جدید ( شاخ شمیران ) که بعدها در مورد آن نیز مفصل ایراد کلام خواهم نمود حاضر شدم .
شب بود که به محل قدیم و خدمت استاد عزیزم حاج حمیدرضا رسیدم و به دلیل تعطیلی قهوه خونه ها مجبور شدیم برای اتلاف وقت و به یاد قدیم گشتی در محدوده تهران بزرگ ( شهر گناهان کبیره ) بزنیم . راه آهن رو که اومدیم بالا سر سه راه جمهوری ( تقاطع ولیعصر و جمهوری ) یه دختر دیدم شبیه ژاپنی ها ساعت ۹ شب بود و گفتیم یه خیری کرده باشیم . گفت ولیعصر و سوارش کردیم . بحث رو با این سوال که ژاپنی یا نه شروع کردم . بله به هدف زده بودیم . طرف که بعدا گفت اسمش آیکو بود گفت ژاپنیه و دانشجوی رشته تاریخ شناسی ایران تو دانشگاه تهارن بود و البته که بورسیه دولت ژاپن بود . گفتیم خونه ات کجاست گفت خیابون پسیان ( زعفرانیه ) بابا دم دولتش گرم که واسه یه دختر تو ایران توی بهترین نقطه شهر یه آپارتمان اجاره کرده { حالا برید ببینید دانشجوهای بورسیه ایران تو بقیه کشورها چطور زندگی میکنن ! } بگذریم .... صحبت از ایران و تفاوتهای فرهنگی بین ایران و ژاپن شد ( لازم به ذکره ایشون خیلی هم خوب فارسی صحبت میکرد) که اون گفت ایران رو بیشتر دوست داره به خاطر مردمش . میگفت مردم ایران به روابط انسانی پایبند ترند تا مردم ژاپن . ما بهش گفتیم مردم اونجا که آدمهای با ادبی هستند و آروم ترند ام ایشون به ما متذکر گردیدند که مردم اونجا کاملا کلیشه ای هستند و مردم ایران مهبرون تر و دوست داشتنی تر ( خداییش یه دو دو تا بکنیم ببینیم راست میگه ؟! ) بعد در مورد دینش پرسیدم ٬ گفت بودائیه اما دین و مذهب براش هیچ اهمیتی نداره . اون گفت یکی از کسانی که توی عالم اسلام علاقه بهش داره حضرت سلطان علی بن موسی الرضا (ع) است . و هر چند وقت یه بار میره مشهد واسه زیارت .
خیلی صحبتها کردیم اما وقتی بهش گفتم چرا خانواده ات نمیآن بهت سربزنن ؟ گفت : مردم کشورش از رئیس جمهور ایران متنفرد و به خاطر حرفهاش میترسن بیان ایران ....
وقت خداحافظی گفت شما ۲ نفر از معدود آدمایی بودید که هم ریش داشتید و هم مهربون بودید و هم آدمای خوبی بودید .
اما خدایی تا حالا ما به چند تا از این آیکو ها ثابت کردیم که در مورد ما ایرانی ها اشتباه میکنن ؟!؟!؟
دعا بفرمایید .......................
