
حسین سرچشمه خورشید است .... و بدان که سینه تو نیز آسمانی است لایتناهی با قلبی که در آن سرچشمه خورشید میجوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن : حسین ٬ حسین ٬ حسین ٬ حسین ........
نازم به خورشیدی که در شام غریبان ٬ قرآن به لب بر نیزه ها چون ماه میرفت ٬ حتی سر بی پیکر اما سربلندش ٬ یک نیزه بالاتر ز دشمن راه میرفت ....
نمیدونم این شب شام غریبان چرا یهو دلم هوای کربلای جنوب کرد . دلم واسه دوکوهه یه ذره شده .
مکه من فکه بود منای من دوکوهه قبله من جبهه و کربلای من دوکوهه
مدینه ام شلمچه و بقیع من هویزه مروه من طلائیه صفای من دوکوهه
دیار غربت و غم و وادی عشق و عرفان جای قبول توبه و دعای من دوکوهه
محل کسب دانش و معرفت و ولایت راه عبور آزمون برای من دوکوهه
کوچه آشنایی و محل بیقراران مأمن من ٬ پناه من ٬ سرای من دوکوهه
فرصت بیعت من و جای ندای لبیک زود به یار میرسد صدایم از دوکوهه
اگر راه کربلا بسته به عاشقان است علقمه و فرات و نینوای من دوکوهه
جای سرودن شعار انتقام سیلی شبیه کوچه های مقتدای من دوکوهه
بین تمام شهرهای کشور دل من آنکه بود محرم ناله های من دوکوهه
قافله رفته و دگر جدایم از شهیدان مریض هجرم و فقط دوای من دوکوهه

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در شنبه 29 دی1386 و ساعت
|