تبليغاتX
دار المجانین = مهدی ده نمکی

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از مدتها استاد عزیز ما افتخار داده و مطلبی برای ما ارسال نمودند . هم واسه استاد و هم برا من دعا کنید .


باسمه تعالی

در خانه اگر کس است یک حرف بس است(2)

وقتی خداوند حکیم در محکم کتابه الکریم از حضرت داود و سلیمان علی نبینا و آله و علیهما السلام سخن به میان می آورد، به نکتۀ بسیار جالبی در مورد حضرت داود علیه السلام اشاره می فرماید. در سورۀ مبارکۀ سبأ آیۀ شریفۀ 10 آمده است « و النا له الحدید». ما آهن را در دست او نرم کردیم. این نرم کردن آهن امری طبیعی مانند آهنگران به وسیلۀ کوره و امثالهم بوده و یا در دست خود حضرت داود به صورت خارق عادت صورت می پذیرفته، تفسیر سکوت کرده است. ولی از آنجایی که برای مدبر الامور و عزیز مطلق عالم هیچ امر معقولی غیرممکن نمی باشد، هیچ جای تعجبی ندارد که آهن به صورت خارق عادت در دستان حضرت داود علی نبینا و آله و علیه السلام نرم شده باشد. به هرحال صنعت بافتن زره (ان اعمل سابغات) به دست حضرت داود انجام می شد تا با آن روزگار سپری گرداند و محتاج استفاده از بیت المال برای گذران زندگی نباشد. هزار نکتۀ باریکتر از مو اینجاست ولی چون موضوع سخنم نیست خوانندگان را به تفسیر آیۀ 11 سورۀ مبارکۀ سبأ ارجاع می دهم. اما مهم اینکه «وقدر فی السرد» در ادامۀ این آیه آمده است. «سرد» به معنی بافتن اشیای خشن مثل زره آمده است و «قدر فی السرد» به معنی رعایت کردن اندازه های متناسب در حلقه های زره و طرز بافت آن می باشد. در ادامه هم می فرماید «واعملوا صالحا».

نکته ای که در اینجا غرضم از نوشتن این مطلب است بسیار قابل توجه و تأمل است. این یک واقعیت غیر قابل انکار است که ما بسیار عقب مانده تر از آنچه باید باشیم هستیم. در همۀ زمینه ها. آیا تا به حال فکر کرده ایم چرا؟ چرا بعضی از ما به هرکاری که دست می زنیم با شکست روبرو می شویم؟ چرا در تمام امور مادی و معنوی هر روز بدتر از دیروز می شویم؟ چرا هر روز صنعتمان در دنیا پس رفت می کند و جنس های صادره، برگشت می خورد؟چرا در عالم معنا هر روز از اخلاص و عمل صالح و پرهیزگاری مان کاسته می شود؟ چرا هر روز رذایل اخلاقی جای فضایل را در وجود ما می گیرد؟ چرا جامعه در حال حرکت پرسرعت به سوی قهقراست؟ چه مادی و معنوی. چرا روز به روز گرانی بیشتر بر مردم طبقۀ متوسط مالی به پایین فشار بیشتری می آورد؟ چرا هر روز پول دار ها پول دار تر می شوند؟ چرا تیم ملی فوتبال ما هر روز بدتر از دیروز بازی می کند؟ چرا پا منبری های ما هر سال کمتر از سال قبل می شوند؟ چرا منبرهای ما هر سال کم محتوا تر از سال قبل می شوند؟ چرا هر روز به جای شادابی، سستی و بی حالی به سراع ما می آید؟ چرا . . .

شاید فکر کنید این حرف ها خیلی با هم بی ربط است اما با دقت در آیات شریفه 10 و 11 سورۀ مبارکۀ سبأ متوجه می شویم که همۀ این امور یک فصل مشترک دارند. اگر هر کس در هر کجا که هست «وقدر فی السرد» را رعایت کند، همۀ چراهای مورد سؤال حل خواهد شد.

قدر فی السرد معنای بسیار وسیعی دارد و دستور به مراعات و دقت و محکم کاری و توجه به کیفیت در همۀ امور را می دهد. یک قسمت از شکست هر کسی در هر کاری به بی دقتی و عدم توجه به کیفیت در انجام کار بر می گردد. چه صنعتگر، چه رجل سیاسی، چه مرد اقتصاد، چه ورزشکار، چه منبری، چه پا منبری و چه هر کس دیگر. اگر هرکس در هرکجا که هست کارش را صحیح و با دقت و توجه به کیفیت و با نهایت محکم کاری پیش ببرد، مسلما آن کس که باید نتیجه اش را بدهد، خوب می بیند و خوب می داند که چه باید بکند. چه در ادامۀ آیه می فرماید «انی بما تعملون بصیر». مسلمان و کافر هم فرقی ندارد. شما ببینید در کشورهای پیشرفته چه می گذرد. تمام کارها با توجه به کیفیت و دقت تمام انجام می شود. دنیا هم در دست آن هاست. ولی یک فرق وجود دارد که دل آدم را می سوزاند. اینکه در مکتب ما همانگونه که در آیۀ 11 به آن اشاره شد «و قدر فی السرد » از مصادیق«واعملوا صالحا» می باشد. یعنی عمل صالح. عمل صالح هم جامعه را رو به تعالی معنوی بالا می برد در چنین جامعه ای فضایل جای رذایل را خواهند گرفت و با این تفاسیر پیشرفت مادی مضاعف خواهد شد. چون از یک طرف محکم کاری خود به خود پیشرفت مادی به دنبال خواهد داشت و از طرف دیگر عمل صالح مسلما و بر اساس نص قرآن کریم ضایع نمی شود«و لا نضیع اجر المحسنین».

بگذریم. انشاءالله بیشتر بیندیشیم و بهتر عمل کنیم. به امید ظهور دولت کریمه

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 و ساعت |

بالاخره ما مظلوم تریم یا حسین بن علی علیهما السلام؟
  

   این روزها به یمن برکت وجود تکنولوژی، sms های فراوانی دریافت داشتیم
مبنی براینکه مرحوم دکتر شریعتی قریب به این مضامین فرموده اند که در
عجبم از جماعتی که خود تحت ظلم و ستم می باشند و بر مظلومیت حسین نوحه و زاری می کنند. ویا اینکه حسین تشنه یاری بود نه تشنه آب. افسوس که به جای تفکراتش، زخم های بدنش را به رخ ما کشیدند . التبه اینها نقل به مضمون است و الا انشای دکتر شریعتی چیز دیگری است و گذر زمان اصل مطلب را از یادمان برده است. چون یادم می آید شاید 15سال پیش کتاب حسین وارث آدم را خوانده ام. اینجا دو مطلب به ذهن می رسد. اول اینکه چه کسانی این پیامک ها را می فرستند و دیگر اینکه راه چاره چیست و آیا درد امروز ما هم همچنان همین مطالب است؟ برای بنده کسانی این پیامک ها را فرستادند که ظاهر امر به فهوای کلام هیچ توجهی نداشتند. چرا که هم خودشان اهل ظلمند و برخلاف آنچه منظور دکتر شریعتی است، نه اهل یاری نه اهل زاری.فقط اهل شعار و دری وری. به نظر من امروز این مطلب باید به گونه دیگری بیان شود. آن هم اینکه در عجبم از مردمی که خود ظالمند و بر ظالمین و غاصبین نسبت به پیشوایان پاک ظاهرا اشک می ریزند. مگر ظلم چیست؟ وضع شیء فی غیر موضعه معنای ظلم می باشد. با یک بازنگری در خودمان ببینم چقدر در جای خودمان قرار داریم؟ چقدر به افرادی که در جای خودشان قرار ندارند اعتراض می کنیم؟ چقدر چیزها را در جایی غیر از خودش قرار می دهیم و خلاصه اینکه چقدر در ظلم دیگران سهیم هستیم. مهم نیست. این محرم هم می آید و می رود و ما به امام خمینی رحمت الله علیه می خندیم  که فرمود این محرم و صفر است که اسلام
را زنده نگه داشته است. می گوییم استفاده ابزاری از شور و حال مردم شده
است. ولی هرچه بگوییم دلمان باز همانجاست که دل گاندی. بگذریم . امروز
بهتر است اگر شناخته ایم تفکرات امام زمانمان را، به آن ها عمل کنیم.
والا در زمان ظهور معلوم نیست در سپاه امام زمانمان هستیم یا یزید زمانه.
مگر امام زمانمان چه فرموده اند. یکی از فرمایشاتشان در نامه به محمدبن
محمد نعمان یا همان شیخ مفید این است که چیزی شما را از ما دور نگه نمیدارد مگر گناهان خود شما . آیا تا به حال واقعا خواسته ایم این حجاب را
کنار بزنیم و یا فقط دنبال بازی آن هم از نوع هیئت بازی هستیم تا بلند
داد بزنیم یابن الحسن کجایی داد از غم جدایی. امام زمانمان روحی فداه
فرمودند در زمان غیبت ما به روات احادیث ما رجوع کنید. آیا ما تقلید را
کار عده ای از حیوانات می دانیم و یا در امور مستحدثه به روات احادیث اهل
بیت رجوع می کنیم؟ بماند، حرف زیاد است. اشکال این است که ما همه مرد
حرفیم و در عمل بهتر است جامه
زنانه بپوشیم که فرمودند یا بکوشید یا جامه 
زنان بپوشید. خیلی با صفا فرمودند حضرت امیر علیه السلام که حق در مقام
گفتار بسیار وسیع و در مقام عمل بسیار ضیق است. ما هم از این حرف های
گنده گنده و قشنگ زیاد بلدیم بزنیم ولی اول فکر می کنیم مرد عمل هستیم
یانه؟ اگر جواب منفی بود زبان مبارک به کام نگه می داریم  و حرف های
قشنگ را می گذاریم برای افراد قشنگ! ! ! الحمدلله رب العالمین
.

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 8 بهمن1386 و ساعت |
سلام بر دوستان عزیز

استاد عزیز ما مرحمت نمودند پس از پایان ماه مبارک رمضان دستی بر تارک قلم وارد کرده و بر لوح نت نگاشتند و ما هم برای استفاده تمام دوستان اقدام عاجل فرمودیم . مطالعه و اعلام نظر نمایید .

باسمه تعالی

یا حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام ادرکنا

ماه ذیقعده علاوه بر همۀ برتری هایی که دارد و در تقویم ها هم نوشته شده است مانند میلاد مسعود حضرت فاطمه معصومه(س)، میلاد قبله دل های مؤمنان حضرت مولا علی بن موسی الرضا سلام الله علیهما؛ میلاد فقیه و متکلم بزرگ شیعه محمدبن محمدنعمان معروف به شیخ مفید، روز دحوالارض، خروج پیامبر اعظم صلوات الله علیه برای انجام آخرین حج و شهادت حضرت امام محمد تقی جواد الائمه علیه السلام ؛ یک اهمیت ویژۀ دیگر هم دارد که کمتر به آن اشاره شده است.

می دانید که در قسمتی از داستان حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام این بحث مطرح شده است که : و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله. آیا می دانید آن سی شب کدام سی شب و آن ده شب وقت اضافه کدام ده شب بوده است؟ آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا در دهۀ اول ذیحجه در نمازی که مابین نماز مغرب و عشاء وارد شده است آیۀ 142 سورۀ مبارک اعراف می بایست خوانده شود؟ حتماً تا کنون متوجه پاسخ این سؤالات شده اید. آن سی شب که وعدۀ خدا با حضرت موسی بود، سی شب ماه ذوالقعده می باشد و ده شب اضافه، ده شب اول ماه ذوالحجه می باشد. حال اگر می خواهید بدانید چرا در نماز دهۀ اول ذی حجه آیۀ مذکور خوانده می شود، می بایست کمی حال و حوصله داشته باشید. استاد ما حضرت آقای حسین استادولی عالم ربانی که نامش را کمتر شنیده اید ولی از عظمت علمی ایشان چیزی کم نمی شود، در این رابطه چند سال پیش مقاله ای نوشته اند که قصد دارم همۀ آن را در معرض دید شما قرار دهم. ولی هم مطلبش نسبتا طولانی است و هم الان موقع آن نیست. انشاءالله نزدیکی ماه ذی حجه این کار را خواهم کرد و امیدوارم شما هم حوصلۀ خواندن این مقالۀ نسبتا طولانی را داشته باشید. خدا به همۀ ما زیارت امام رضا علیه السلام با معرفت و سلامت روزی گرداند. انشاءالله.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 5 آذر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

السلام علیک یا عالم آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین

دهم شوال روزی است که علیرغم اهمیتی که دارد ما غالبا از آن غافلیم. این روز به خصوص برای ما ایرانیان هم مایۀ مباهات است هم مایۀ رحمت و مغفرت. بنا به نقل تاریخ در این روز امام علی ابن موسی الرضا المرتضی صلوات الله علیه و علی آبائه و ابنائه وارد مرو شدند. این که از امامام معصوم یکی شان مدتی در ایران زندگی کرده و در همینجا به دست ملعونی از ملعونین حکومت بنی عباس به شهادت رسید و پیکر مطهرش در همانجا به خاک سپرده شد شاید برای بعضی مهم نباشد ولی برای محبین آل الله بسیار مهم و حیاتی است. چون خیلی قصد اطالۀ کلام ندارم به دو حدیث در این زمینه اکتفا می کنم. این دو حدیث از کتاب وسایل الشیعه شیخ حر عاملی جلد 14 صفحه 558 انتخاب شده است. و اما حدیث. امام رضا علیه السلام فرمودند: إِنِّي سَأُقْتَلُ بِالسَّمِّ مَظْلُوماً فَمَنْ زَارَنِي عَارِفاً بِحَقِّي غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ . من به زودی به وسیله سم در حالی که مظلوم واقع شده ام به قتل خواهم رسید. پس هرکس مرا در حالی که معرفت به حق من دارد زیارت کند، خداوند متعال گناهان گذشته و آیندۀ او را می آمرزد.

حضرت عبدالعظیم حسنی از قول امام هادی علیه السلام فرموده اند: . . . أَلَا فَمَنْ زَارَهُ فَأَصَابَهُ فِي طَرِيقِهِ قَطْرَةٌ مِنَ السَّمَاءِ حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ. بدانید هرکس در راه زیارت جدم امام رضا علیه السلام قطره ای از قطرات آسمانی بر رویش بیفتد، خداوند متعال جسدش را بر آتش حرام می کند.

انشاءالله بتوانیم از این نعمت خدادادی به احسنِ نحو استفاده نماییم.

انشالله که قسمت و طلب سلطان و رحمت ایشون مثل هرسال مارو در جمله زائرین مخصوص خود قرار بده و به امید حق و دعوتشون در شب شهادت صاحب مذهب حضرت امام صادق(ع) با بر و بچه های هیئت محبان الصادق (ع) طبق روال سنوات ۱۱ ساله به محل و زمان بنیان این هیئت یعنی صحن گوهرشاد مشرف و عرض ارادت و سر تعظیم به آستانشان میساییم .

یاعلی

مهدی ...................

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 30 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن، تمام شد!

یادتان هست در یک مطلب در اوایل ماه رجب عرض کردم ماه رمضان تمام شد؟ حالا دیدید چقدر حرفم حقیقت داشت و مانند عبور با سرعت نور رمضان از ما گذشت و ما از رمضان. انشاءالله بارمان را برای سال آینده بسته ایم و انشاءالله رمضان آینده را در رکاب امام زمانمان روحی فداه روزه می گیریم و شب زنده داری می کنیم و به تقوای الهی نزدیک تر می شویم. اصل اینکه ما وارد این ضیافت شدیم یا نه جای بحث دارد. امام راحل رحمت الله علیه می فرمودند این ضیافت با همۀ ضیافت ها تفاوت دارد چون در آن فقط «ترک» وجود دارد. ترک هوای نفس. ترک منیّت ها. ترک شهوات معنوی. این نکتۀ آخر یعنی ترک شهوات معنوی خیلی برایم جالب بود و جا دارد که ساعت ها روی آن فکر کرد. هر کس به مقداری که در این ترک ها موفق بوده وارد ضیافت خانه شده و حالا دارد از آن خارج می شود. اما چند نکته به نظرم رسید که در این باره بنویسم. ما در این ماه یکسری اعمال را به طور سنواتی انجام می دهیم. شاید رویش فکر کنیم شاید هم نه. من به چند مورد اشاره می کنم و فلسفه ای که به ذهن خودم می رسد بیان می نمایم. هرکس به نفس خود رجوع کند. اولین عمل در این ماه خودداری از خوردن و آشامیدن است. چرا؟ شاید به این دلیل که در یازده ماه دیگر هم توجه داشته باشیم که هرچیزی را نباید بخوریم. هر مالی لیاقت ندارد که به بدن ما برسد. باید حلال و طیب باشد. همانگونه که در داستان اصحاب کهف شاهدش بودیم. دیگر اینکه برای خوردن سحری هم که شده قبل از اذان صبح بیدار می شدیم. شاید مفهومش این باشد که با این تمرین یک ماهه، تمام سال را قبل از اذان صبح چند دقیقه ای با خدا خلوت کنیم و هم به حساب و کتابمان برسیم و هم آنچه از او می خواهیم، بخواهیم. در طول ماه هم به دعوت دیگران لبیک گفتیم و سر سفرۀ افطارشان رفیتم و هم دیگران بر سر سفرۀ افطارمان نشستند. بعد از ماه هم صلۀ رحم فراموش نشود. به خصوص با اقوامی که مشکلاتی دارند که شاید به دست ما یا قدم ما یا قلم ما و . . . حل شود. و اینکه به فکر سایر محرومین هم باشیم. در طول ماه بیشتر متوجه قرآن بودیم. در طول سال یادمان باشد این قرآن همانی است که برای هدایت ما آمده و هدایت، روز و ماه و سال برنمی دارد. در شب های قدر خدا را در جوشن کبیر با اسماء حسنایش خواندیم. دستور قرآن این است که همیشه خدا را به اسماء حسنایش بخوانیم. در شب های قدر قرآن را بازکرده و در دستانمان مقابل صورتمان قرار دادیم. دست نماد کار و تلاش است. در طول سال سعی کنیم عملمان قرآنی و برای رضای خدا باشد. در شب های قدر قرآن را روی شریف ترین عضو بدنمان یعنی سرمان قرار دادیم . سر نماد تفکر است. چون مغز در آن قرار گرفته. در طول سال بکوشیم تا فکرمان قرآنی باشد. در این ماه به برکت درک حضرت روح الله رحمت الله علیه به فکر سایر مسلمین جهان بودیم. در طول سال هم به یاد همه مسلمین جهان باشیم ولو به دعایی برای آن ها و نفرینی برای دشمنانشان و شرکت در یک راهپیمایی. در طول ماه شیطان با شیطانک هایش دست و پایشان بسته بود و هرچه از نافرمانی و معصیت از ما سرزد مربوط به خبث طینت خودمان بود. در طول سال بکوشیم مشکلات خودمان برای رسیدن به کمال را بشناسیم و فکری به حال عاقبت به خیری خودمان بکنیم. در طول ماه برایمان سرشار از اعمال شایسته بود. بکوشیم تا در طول سال نیز این حال برایمان حفظ شود. در این ماه به واسطۀ کم خوری، رقت قلب پیدا کردیم. سعی کنیم در طول سال هم این حالمان حفظ شود. در طول ماه به خاطر همان رقت قلب به وجود آمده هم مهربان تر بودیم و هم چشم گریان عطا شده بود. در طول سال هم چشم گریانمان را حفظ کنیم. در طول ماه رمضان خیلی چیزهای خوب از خدا خواستیم. در طول سال بکوشیم تا به همۀ آن ها برسیم. در طول ماه رمضان معاشرتمان با بدان به حداقل رسید. در طول سال بکوشیم این امر را ادامه دهیم که همانطور که در روزهای ماه مبارک بیان شد، اولین گام شیطان برای گمراهی ما، معاشرت با آلودگان است. و هرچه به ذهن شما می رسد. و اینکه یادمان باشد ماه رمضان بعدی نیز به زودی خواهد آمد و دوباره شب های قدر خواهیم داشت و شب های قدر حاصل یک سال تلاش است که در آن شب به ثمر می نشیند. امیدوارم این ماه رمضانی که بر ما گذشت و عیدی که در آن به اندازۀ کل بندگانی که در طول ماه بخشیده شده اند، در آن بخشیده می شوند، آخرین ماه رمضانی باشد که بدون امام زمانمان روحی فداه سر می کنیم. التماس دعا.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در شنبه 21 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

جزء سی اُم قرآن کریم

سوره مبارکه طارق آیۀ شریفه 9

از آنجایی که معلوم نیست روز سی ام ماه مبارک در بین باشد یانه، از ذکر نام روز سی ام گذشتم. در جزء آخر قرآن کریم، فراخور زمان نزول وبیان آیات که ابتدای دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می باشد،آیات کوتاه و بیان اصول و مهمات دین یعنی توحید و معاد می باشد. چرا که نه مردم حوصلۀ گوش دادن به دعوت پیامبر را داشتند و نه خداوند متعال قصد داشت که از اول تمام دین را که بیشتر تکیه اش بر علم و تفکر و تذکر است به طور کامل برای مردمی که سال ها در جهالت به سر می بردند بیان نماید. تا جایی که آیۀ اکمال که با علنی تر کردن ولایت مولای ما امیرالمؤمنین علیه السلام دین را به کمال رساند در حجه الوداع اعلام شد. پس در این آیات بیشتر بحث در مورد توحید و معاد است که ایمان به این دو مسلما هر کسی را از ورطۀ هلاکت رهایی می بخشد و به سرمنزل مقصود می رساند. آیۀ در نظر گرفته شده سه کلمه بیشتر ندارد: یوم تبلی السرائر. روزی که اسرار پنهان، آشکار می شوند. تبلی از مادۀ بلوی به معنای آزمایش و امتحان است و چون هنگام آزمایش حقیقت اشیاء ظاهر می شود، در اینجا به معنی ظهور و بروز آمده. سرایر جمع سریره است و به معنی حالات و صفات و نیات درونی و پنهان است. همۀ ما روزی در پیش داریم که نه تنها اعمالمان بلکه منویاتمان نیز به منصۀ ظهور می رسد. اگر به واقع به این امر یقین داشته باشیم باز هم همینطور زندگی می کنیم؟ مرحوم کافی یک مثال بسیار زیبا در این زمینه دارد که چون نوشتنش طول می کشد از آن می گذرم. ولی مثالی که خودم برای دوستانم می زنم این است که آیا جرأت دارید موبایلتان را به یک نفر که پیش او آبرویی دارد بدهید تا همۀ قسمت هایش را نگاه کند؟ متأسفانه این به صورت اپیدمی درآمده که بالاخره یکی دو مورد کلیپ ویا عکس خارج از معمول در گوشی ها وجود دارد. بینی و بین الله اگر چنین اموری در گوشی ما باشد جرأت نشان دادنش به یک نفر مثلا بزرگتر مثل پدرو مادرمان را داریم؟ یوم تبلی السرائر بلاتشبیه همینطور است. یعنی آنچه در وجود ماست به ظهور و بروز می رسد. آیا می توانیم بگوییم که همۀ اعمال و نیاتمان را همه بیایند نگاه کنند؟ ناخالصی ای در آن ها وجود ندارد؟ اگر اینطور هستیم که خوشا به سعادتمان. اما اگر غیر از این است که به احتمال قوی هست، تجدید نظری در رفتارمان داشته باشیم تا پس از خروج از این ماه باعظمت لااقل به خودمان بتوانیم بگوییم که یک گام به سعادت نزدیک شدیم.


این هم کلا آخر استاد و حسن ختام ماه مبارک

در این ماه بزرگ الهی هر روز مهمان شما بودیم و در حد توان آنچه در تفاسیر مختلف نوشته بود را رونویسی کردیم. آن عزیزی هم که نوشته بود شما چه کاره اید که قرآن را تفسیر می کنیم بداند که ما رونویسیم وگرنه تفسیر و بعد از آن تأویل قرآن کار از ما بزرگترهاست و ما هیچ چیزی نیستیم تا هیچ ادعایی داشته باشیم. اما هرجا سخن حق گفته شود ما با قوت از آن دفاع می کنیم. همانگونه که در آیات انتهایی سورۀ نحل بیان شد. به هر حال بدانیم که امام صادق علیه السلام ذیل آیۀ شریفۀ تبیان لکل شیء فرمودند در قرآن همه چیز وجود دارد. پس بهترین بهره ها را از آن می توان برد. من در شب نیمۀ ماه مبارک به دوستانم عرض کردم که هرکس واکسینۀ قرآن شود یعنی بتواند از قرآن استفاده کند به طوری که پاسخ های سؤال روزش را از قرآن دریافت نماید، یک سرو گردن از بقیه بالاتر است. چرا که قرآن کلام خداست و مثل تئوری های امروزی نمی ماند که یک روز درست به نظر می رسد و فردا نقیض آن ثابت می شود. انشاءالله همۀ عمر از قرآن بهره بگیریم و زندگی مان قرآنی باشد. التماس دعا. خدا نگهدار.

البته یه مطلب هم برای فردا در نظر گرفته شده که خیلی خوبه ٬ پس اونایی که دنبال حرف خوب هستند نه دنبال اینکه ببینن کی این حرفو میزنه که در مقابلش موضع بگیرند بیان و صفا کنن.

راستی توی نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید ٬ واقعا نظراتتون مهمه .
+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 20 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و نهم ماه مبارک رمضان- جزء بیست ونهم قرآن کریم

سوره مبارکه مدثر آیات شریفه 43 تا 48

پیش از این بعضا راه های رسیدن به سعادت و بعضا راه های سقوط به ورطۀ هلاکت از دیدگاه قرآن را بیان نموده ایم. در این روز به چند نکتۀ اساسی برای عاقبت به خیری اشاره می کنیم. در آیات سوره های آخر قرآن که غالبا از نظر طول آیه کوتاه هستند و به احتمال زیاد مکی می باشند، بحث های فراوانی در رابطه با توحید و معاد مطرح شده است. طبیعی هم هست که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درآغاز دعوتش دستور به مختصر گویی و ابشار و تنذیر داشته باشند و بعد از جا افتادن دین به بحث احکام مختلف فردی و اجتماعی و حکومتی بپردازند. در این سوره نیز پس از بیان اوصافی از قیامت اهل آن، به آنجایی می رسد که اهل بهشت از اهل جهنم سؤال می کنند چه شد که شما جهنمی شدید. صحبت اهل بهشت با اهل جهنم و چگونگی آن جای بحث دارد که از آن می گذریم. اهل جهنم به 4 مورد بسیار مهم اشاره می کنند که باید همه مراقب باشند تا دچار آن نگردند که در آن صورت عاقبت به شری به دنبال خواهد داشت. اول عدم ارتباط با خدا: قالوا لم نک من المصلین. ما اهل نماز نبودیم. دوم عدم ارتباط صحیح با مردم: و لم نک نطعم المسکین. ما به مردم خیر نمی رساندیم. هیچ دلیلی ندارد که انسان به خاطر عدم انجام اعمال مستحب مورد مؤاخذه قرار بگیرد. به همین دلیل مفسرین این بخش را به عدم پرداخت حقوق واجب مانند خمس و زکات تفسیر می نمایند. ولی منّاع الخیر بودن نیز در قرآن مذمت شده است که از این بحث می گذریم. سوم نشست و برخواست با بدان و آلوده شدن به گناهان آن ها: وکنا نخوض مع الخائضین. نخوض از ماده خوض به معنی ورود و حرکت در آب است و سپس به معنی ورود و آلوده شدن به سایر امور. پس معلوم می شود نشستن با بدان، عاقبت شومی دارد که در روزهای قبل به آن اشاره کرده ایم. و چهارم اینکه ما قیامت را قبول نداشتیم: و کنا نکذب بیوم الدین. این امر ادامه داشت تا مرگ ما فرا رسید: حتی اتانا الیقین. در این زمان شفاعتِ شفاعت کنندگان نیز به داد ما نمی رسد و فایده ای ندارد: فما تنفعهم شفاعه الشافعین. همینقدر کفایت می کند. بدانیم که انجام این امور موجب دوری از خدا و افتادن در به عاقتبی شوم می شود و به عکس خلاف این امور عمل کردن باعث سعادت ابدی و ورود در جناتی می شود که برای اصحاب یمین است. ذیل آیه 39 همین سوره، قرطبی مفسر سنی در تفسیر خود از امام باقر علیه السلام نقل می کند که ایشان فرمودند: نحن و شیعتنا اصحاب الیمین و کل من ابغضنا اهل البیت فهم المرتهنون. ما و شیعیانمان اصحاب یمینیم و هرکس با ما اهل بیت دشمن باشد در اسارت اعمال خویش است. چرا که در آیۀ قبل خداوند متعال فرموده بود در روز قیامت همه در اسارت اعمال خویشند مگر اصحاب یمین. خداوند متعال انشاءالله در روز باقی مانده از ماه مبارک رمضان در ما تغییر اساسی به وجود بیاورد و ما را از اصحاب یمین قرار دهد.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در چهارشنبه 18 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و هشتم ماه مبارک رمضان- جزء بیست وهشتم قرآن کریم

سوره مبارکه تحریم آیۀ شریفه 6

باز به مناسبت نزدیک شدن به پایان روزها و شب های عزیز رمضان، آیه ای انتخاب شده است تا شاید با تفکر در آن و عمل به آن، هنگام خروج از این ماه با هنگام ورود به آن فرق کرده باشیم. این آیه که بسیار هم با امروزه روز ما ارتباط دارد خطاب عام به همۀ اهل ایمان پس از آیاتی است که خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بیان شده است. خداوند متعال می فرماید: یا ایهاالذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون. ای اهل ایمان خود و خانواده تان را از آتشی که هیزمش مردم و سنگ ها هستند و ملائک خشنی هم بر آن موکلند که از امر خدا سرپیچی نمی کنند و هرچه خدا بگوید انجام می دهند نگه دارید. این دستور برای دیروز، امروز و فردای همۀ ماست. علی الخصوص امروز که دین داری از نگه داشتن گلولۀ آتش گداخته در دست سخت تر است. اولا به این نکته مهم می بایست توجه کرد که متأسفانه کمتر هم به آن توجه می شود که مهمترین کاری که امروز می توان انجام داد و باید انجام داد، نگهداری خود و اطرافیان است. نه مانند بعضی که به بهانه هدایت دیگران از خود وخانواده غافل می شوند و اثرش را در خانواده های افراد دین دار بعضا مشاهده می کنیم. به قول مرحوم آیت الله حمیدی که می فرمودند با فقر و تنگدستی کُلاتو بچسب دودستی. به هرحال نگهداری خود به ترک معاصی و عدم تسلیم در برابر شهوات است. آن وقت است که انسان می تواند بر روی خانواده و اطرافیانش هم اثر بگذارد. نگهداری خانواده هم با تعلیم، تربیت، امربه معروف، نهی از منکر و فراهم ساختن محیطی سالم و پاک و خالی از هرگونه آلودگی میسر می شود. آن جایی هم که باید از آن نگهداشته شویم شوخی بردار نیست. وقود به معنی ماده قابل اشتعال مانند هیزم است. جایی که ماده قابل اشتعالش را انسان ها و سنگ ها تشکیل می دهند و فراخور حال آن مکان، ملایکی بسیار سخت گیر بر آن موکلند. خوب دقت کنیم که کلمۀ قوا به معنی نگه دارید است و امر است. یعنی اگر این اتفاق نیفتد و نگهداری صورت نگیرد، خود به خود حرکت به سوی آتش است. خیلی محل بحث وسیع است ولی بنا به اختصار از آن می گذریم. پس حواسمان باشد قبل از اینکه برای دیگران للۀ مهربان تر از مادر باشیم به فکر خود و خانواده مان باشیم که خداوند متعال اینگونه دستور داده است.

 

 

 

 

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در سه شنبه 17 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و هفتم ماه مبارک رمضان- جزء بیست وهفتم قرآن کریم

سوره مبارکه طور آیۀ شریفه 28

چند شب بیشتر به پایان ضیافت الهی باقی نمانده است. قبلا هم اشاره شد که در دهۀ آخر ماه رمضان پیامبری که معصوم بود و محبوب ترین فرد نزد خداوند عالم، کمر همت به عبادت می بست و رختخوابش را جمع می نمود. من که بهره ای از این ضیافت نبرده ام. البته نا امید هم نیستم که قنوط حتما از عمل شیطان است. چون هرچقدر بد باشم، بدی ام از رحمت خدا که بیشتر نیست؟ پس هنوز امیداورم که بالاخره یک روز هم موجبات کمال و تعالی من فراهم شود. هرکس به خودش رجوع کند. اما شب های باقی مانده و عملی که می توان انجام داد. در آیات اول سورۀ مبارکۀ طور حال اهل بهشت را ذکر می کند. تا می رسد به آنجا که دلیل بهشتی شدن اینها را بیان می نماید. قالوا انا کنا قبل فی اهلنا مشفقین. فمن الله علینا و وقانا عذاب السموم. به این دو آیه کار ندارم که می گویند ما در خانواده خود ترسان بودیم و خدا هم ما را از عذاب نگه داشت. شاید قبلا اشاره کرده باشم ولی مجدد عرض می کنم که این ترس به خاطر مسئولیت هایی است که یک انسان برعهده دارد. یعنی در هرجا از قرآن کریم که مؤمنین به ترس وصف شده اند، ترس از مسئولیت و نگرانی درست انجام ندادن آن است. پس معلوم می شود هر عملی که انجام می دهیم به شرط دارا بودن این صفت در ما یعنی اینکه نگران باشیم تا عمل را درست انجام دهیم، پذیرفته است و این نیز از الطاف خفیۀ الهی است. منظور من این آیه است: انا کنا من قبل ندعوه انه هوالبر الرحیم. ما اهل دعا و خواندن خداوند متعال بودیم و به تحقیق خدا نیکوکار و دارای رحمت خاص است. در حدیث وارد شده است که چند چیز با چند چیز قرین و بی فاصله است. یکی همین دعاست. چرا که خداوند متعال فرمودند: ادعونی استجب لکم. (غافر60). پس دعا بلافاصله به اجابت قرین می شود. حال این اجابت دوجور است. یا نقدی است یا به حساب زدنی. یعنی یا همان موقع انسان اثرش را می بیند یا خداوند متعال به هزار و یک دلیل برایش حساب پس انداز باز می کند و بعدا اجابتش را نشانش می دهد. درهرحال به اجابت می رسد. اما موضوع از یاد نرود. یکی از خصوصیات اهل بهشت اهل دعا بودنشان در این دنیا می باشد. بیاییم در این روزها و شب های باقی مانده از ماه ضیافت الله بکوشیم تا با اخلاص خدا را بخوانیم تا او هم انشاءالله نظر لطفی به ما بکند و دنیا و آخرتمان را بیمه کند. دعا، آرامش امروز، آسایش فردا.

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 16 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و ششم ماه مبارک رمضان- جزء بیست وششم قرآن کریم

سوره مبارکه حجرات آیۀ شریفه 6

سورۀ مبارکۀ حجرات شامل یک دسته دستورات بسیار کاربردی اجتماعی برای مسلمانان است که اگر بدرستی به همۀ آن ها عمل شود بسیاری از مشکلاتی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم را نخواهیم داشت. یکی از این دستورات مهم در آیۀ ششم این سوره بیان شده است. من اسم این آیه را آیۀ تحریم رادیوهای بیگانه گذاشته بودم. البته این بحث مربوط به زمانی است که تنها راه نفوذ خبری به ما، رادیو بود. نه مثل امروز که ماهواره و اینترنت و سایر وسایل ارتباط جمعی همه در خدمت دشمنان ما قراردارد تا به هر طریق ممکن ما را از دین و دین را از ما جدا کنند. به هرحال خداوند متعال می فرماید: یا ایهاالذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبإ فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین. طبق معمول به شأن نزول آیه که در مورد ولید و قوم بنی المصطلق است کاری ندارم و یکبار دیگر می گویم به قول علما شأن نزول مخصِص آیه نیست. امروزه در جامعۀ ما کاربرد این آیه بسیار زیاد است. چون مردم خواسته یا ناخواسته اخباری را که به گوششان می رسد بدون کوچکترین تحقیقی می پذیرند و بدتر از آن به دیگران هم انتقال می دهند. این باعث ناامنی و حرمت شکنی های فراوانی شده و می شود. آیه می فرماید اگر فاسقی برای شما خبری را نقل کرد در موردش تحقیق کنید تا نشود که کاری از روی جهل به اصل مسئله انجام دهید و سپس پشیمان شوید. حضرت آیت الله امجد حفظه الله تعالی می فرمودند حتی اگر مؤمنی هم خبری به شما داد دربارۀ آن تحقیق کنید چه برسد به فاسق. فسق به معنای هرگونه گناه خروج از طاعت است. اما به واقع امروزه روز می شود به حرف حتی مؤمنین اعتمادکرد؟ خدا رحمت کند شهید بهشتی را. چقدر میان مؤمنین محبوبیت داشت؟ فاسقین که بماند. چون مثل خاری در چشم آن ها بود و با شهادت به اجرش هم رسید. مثل این کم داریم؟ در محلۀ خودمان چقدر پشت سر مردم حرف هایی هست که شاید از هر صدتایش یکی درست باشد. آیا رواست که بدون تحقیق کاری بکنیم که زندگی یک خانواده را از هم بپاشیم؟ شما سراغ ندارید ازدواج هایی را که بخاطر عدم تحقیق به طلاق منجر شد و یا ازدواج هایی را که بخاطر باز هم عدم پاسخ درست یک فرد بی اطلاع که طرف مشورت قرار گرفته انجام نشده است؟ من که زیاد سراغ دارم. بیاییم بینی و بین الله یک کمی هم دین را سرلوحۀ زندگی مان قرار دهیم و آنگاه ثمرش را ببینیم. حرف در این باره زیاد است ولی به همین اندازه بسنده می کنم. انشاءالله خداوند ما را مؤمن واقعی قرار بدهد.

 

 

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در دوشنبه 16 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و پنجم ماه مبارک رمضان- جزء بیست وپنجم قرآن کریم

سوره مبارکه شوری آیۀ شریفه 30

وما اصابک من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر. هیچ مصیبتی به شما نمی رسد مگر آنکه به واسطۀ چیزهایی است که خودتان کسب کرده اید. در حالی که خداوند از بسیاری از آن ها نیز گذشته است. برای همۀ ما پیش آمده که با مصایبی در دنیا مواجه می شویم. البته در آیۀ فوق بحث است که آیا منظور مصائب دنیاست یا آخرت. به طور حتم اگر هم مصائب آخرت مدنظر باشد فطرتا بر همه ثابت شده است که در این دنیا هم به واسطۀ برخی امور، برخی مصائب به انسان ها می رسد. دلیل این امر چیست؟ اینجا قرآن کریم این ضرب المثل را به یاد می آورد که « از ماست که بر ماست». یعنی نتیجه اعمال خود را می بینیم. این امر از جهاتی هم بسیار خوب است. چون این مصائب هشدارهایی هستند برای بیداری ما قبل از نزول عذاب استیصال. اما به چند نکته باید توجه کرد. برخی مصائب به دلایل دیگری ممکن است به انسان برسد. مولای ما امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودها اند(به نقل از جامع الاخبار): ان البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للانبیاء درجه و للاولیاء کرامه. بلا برای ظالمین وسیلۀ تأدیب است. برای مؤمنان مایۀ آزمایش. برای انبیاء موجب کمال و تعالی درجات و برای اولیا باعث مقام و کرامت. پس مصائب ممکن است به دلایل مختلفی نازل شود. نقل به مضمون از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم اینکه ایشان فرمودند خاری که در پای کسی می رود و یا خراشی که در بدنش به وجود می آید کفاره گناهان اوست.وخداوند کریم تر از آن است که به واسطه آنچه از آن درگذشته (یعفوا عن کثیر) دوباره مؤاخذه کند و یا برای گناهی که یک بار کیفر داده شده دوباره کیفر دهد. حرف من این است که این نیز از الطاف پروردگار متعال است که کمتر به آن توجه می کنیم و با زاری و تضرع بی مورد اجر خود را ضایع می گردانیم. لذا برای بسیاری از این مصیبت ها که به ما می رسد باید شکر الهی را هم به جا آورد. اما اینکه مصائب ممکن است به خاطر گناهان جمعی باشد(ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس ) و یا به خاطر گناهان شخصی نیز در جای خود قابل تأمل است. گاهی هم ممکن است مصیبتی که به انسان می رسد در اثر سهل انگاری و عدم مشورت و ندانم کاری و امثال آن باشد که آن هم برای خود مبحث جداگانه ای دارد. در هر صورت بدانیم با آنکه خداوند کریم از بسیاری از آنچه ما انجام می دهیم می گذرد، باز آنچه از بدی به ما می رسد در اثر اعمال خود ماست. انشاءالله هدایت یافته به دست خود خدا بشویم.

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در شنبه 14 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

Ashura 34

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و چهارم ماه مبارک رمضان- جزء بیست وچهارم قرآن کریم

سوره مبارکه زمر آیات شریفه 53 تا 55

از آیات بسیار امید بخش قرآن کریم که به قول حضرت امیر علیه السلام هیچ آیه ای از آن وسیع تر نیست، آیۀ 53 و به دنبال آن و ادامۀ آن آیات 54 و 55 سورۀ زمرند. خداوند می فرماید: قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هوالغفور الرحیم. ای بندگان من که برخود اسراف ورزیده اید، از رحمت خدا مأیوس نشوید.همانا خداوند به تحقیق همۀ گناهان را می بخشد و او یقینا پرده پوش و دارای رحمت خاص است. توجه به یک سلسله نکات ما را به اهمیت موضوع متوجه می سازد. تعبیر عبادی به جای خیلی چیزها که می توانست به کار ببرد اولین مرحلۀ لطف خداست که شامل همه می شود. تعبیر اسراف به جای گناه و جرم و جنایت و غیره طرف دیگر قضیه است که باز هم معنای عامی در آن نهفته و انسان امیدوارتر می شود. تعبیر علی انفسهم مانند تعبیر پدری دلسوز به پسرش می ماند که به او می گوید پسرم با خودت چه می کنی؟ مواظب خودت باش. این نیز بر امید هر انسانی می فزاید. تعبیر لاتقنطوا که از مادۀ قنوط به معنای مأیوس شدن از خیر است باز انسان را از ناامیدی دور می کند. تعبیر رحمت الله بعد از قنوط به ما می آموزد که اصلا و تحت هیچ شرایطی نباید نامید شد. وجود حرف تأکید انّ به ما می آموزد که خدا در این کلامش خیلی هم اصرار دارد. تعبیر کلمۀ ذنوب که جمع است به همراه الف و لام ابتدای آن یعنی هیچ گناهی نیست مگر اینکه در این دایره قرار می گیرد. تعبیر جمیعا نیز باز تأکیدی است که کسی از در این خانه به جای دیگری نرود. در نهایت هم دوصفت خداوند که امید همه بیشتر شود: غفور و رحیم. یعنی نه تنها پرده پوشی می کند بلکه مشمول رحمت خاص خودش نیز می گرداند. پس دیگر جایی برای ناامیدی منِ گنه کار باقی نمی ماند تا از باقی ماندۀ شب های ماه مبارک استفاده نکنم. هرچند وسوسه های شیطان بخواهد مرا از رحمت الهی دور کند. اما این موضوع شرط دارد. شرطش در دو آیۀ بعد بیان شده است. اول توبه و پشیمانی: و انیبوا الی ربکم. سپس ایمان و تسلیم در برابر پروردگار: واسلموا له. آن هم قبل از مشاهدۀ عذاب استیصال که دیگر راه برگشتی ندارد: من قبل ان یأتیکم العذاب ثم لا تنصرون. بعد هم انجام اعمال صالح. چون عذاب الهی به یکباره نازل می شود و امان نمی دهد که فکر کنیم و تصمیم بگیریم که صالح باشیم و یا طالح: واتبعوا احسن ما انزل الیکم من ربکم من قبل ان یأتیکم العذاب بغته و انتم لا تشعرون. حرف پیرامون این آیه بسیار زیاد است. فقط به همین بسنده می کنم که در شب های باقی مانده از ماه مبارک رمضان کاری کنیم که مشمول فضل و رحمت الهی قرار بگیریم. التماس دعا.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 13 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و سوم ماه مبارک رمضان- جزء بیست وسوم قرآن کریم

سوره مبارکه صافات آیات شریفه 143و144

داستان حضرت یونس علی نبیناوآله وعلیه السلام در چندجای قرآن بیان شده است. ولی در اینجا به یک فراز دیگر از زندگی این پیامبر الهی اشاره شده است و غرض از بیان آن تنها استفادۀ یک نکته است. اولا این را بدانیم که در سورۀ صافات داستان 6 قوم ذکر شده است که 5 تا از آن ها به عذاب الهی دچار شدند ولی قوم حضرت یونس از این قاعده مستثنا بودند که این خود جای بحث دارد وشاید بعدا به آن بپردازیم. اما آنچه برای این روز بزرگ یعنی روز بیست و سوم ماه مبارک در دهۀ آخر ماه رمضان و آخرین روزهای ضیافت الهی انتخاب کرده ام چیز دیگری است. وقتی حضرت یونس در شکم ماهی افتاد که در این سوره کامل توضیح داده شده است، در آنجا شروع به مناجات کرد که در سورۀ مبارکۀ انبیاء آیۀشریفۀ87 آمده است. خدا هم از او پذیرفت که درهمان سوره و آیۀبعدی به آن اشاره شده است. اما در اینجا خداوند متعال به امر دیگر اشاره می فرماید. به این ترتیب که:فلولا انه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون. اگر یونس در آنجا به تسبیح خدا نمی پرداخت و خدا را عاجزانه نمی خواند در شکم ماهی تا روز قیامت نگاهش می داشتم. نحوه این نگهداری و مابقی قضایا بماند برای فرصتی مناسب و یا رجوع شود به تفاسیر معتبر. اما نکته اینجاست. ما هم مثل حضرت یونس علیه السلام در زندان نفس خود اسیریم. اگر کسی اینگونه نیست این مطلب را نخواند. ولی بهتر است اول به خود رجوع کنیم بعد تصمیم بگیریم. ما هم اگر به ذکر و تسبیح خدا که همانا امام صادق علیه السلام فرمودند: ذکر الله عند ما احلّ و حرّم نپردازیم تا قیام قیامت در همین بی خبری خواهیم ماند و از رحمت الهی حظّی نمی بریم. بیاییم در این چند روز باقی مانده از ماه ضیافت الهی که خودشان برای مهمان و میزبان حقوقی قایل شده اند، حق مهمانی را ادا کنیم و از خداوند متعال بخواهیم که حق میزبانی را ادا کند و ما را روسفید از این ماه بیرون ببرد. انشاءالله.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در جمعه 13 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و دوم ماه مبارک رمضان- جزء بیست ودوم قرآن کریم

سوره مبارکه احزاب آیۀ شریفه 43و44

امشب آخرین شب از شب های پرارزش قدر است. خدا کند در دو شب قبل مقدرات ما نوشته شده باشد و امشب با مهر تأیید امام زمانمان روحی فداه بهترین چیزهایی که به خوبان عالم داده می شود برای ما هم مقدر گردد و هرچه بدی است که از خوبان عالم گرفته می شود، از ما نیز دور گردد. زیاد با خود این بیت را زمزمه کرده ایم که: تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد. این کلام کاملاً عقلانی و با فطرت انسان مطابقت دارد. خوب امشب که می خواهیم به درگاه خدا تضرع کنیم و بهترین چیزها را از او بخواهیم که همانا عافیت است، آیا دعوت نامه ای از معشوق برایمان آمده یا همینطوری وارد ضیافت خانه می شویم؟ تا اینجای قرآن بسیار آیاتی بوده که به این مسئله اشاره کرده است ولی به دلیل وقوع این شب بی همتا، امروز به آن اشاره می کنم. معشوق ما بیش از هر معشوقی کشش برای ما آماده کرده است. آن که غافل است ماییم. گر گدا کاهل بود تقصیرصاحبخانه چیست. یکی از این موارد در این آیه آمده است. هوالذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور و کان بالمؤمنین رحیما. معشوق ما نه تنها برای ما ناز نمی کند، بلکه ناز ما را هم می کشد. چطوری؟ اینطور. اوست کسی که به همراه ملائکش بر شما درود می فرستد. کار برعکس شده است. به جای آنکه ما به یاد او باشیم او ناز ما را می خرد و به یاد ماست. برای چه اینکار را می کند؟ مگر نفعی از این کار می برد؟ نه. معشوق ما باز به فکر ماست:برای اینکه ما را از تاریکی نجات دهد و به نورانیت برساند. کشش از این بیشتر؟ اگر می خواهید تعارف نکنید. از کرم خدا کم نمی آید. فلذا می فرماید: خدا نسبت به مؤمنین بسیار بخشنده است آن هم نه از نوع عمومی و رحمانیتش. بلکه از نوع خاص و رحیمیتش. اگر کسی کششی بالاتر از این از جانب معشوق می خواهد به درِ خانۀ کس دیگری برود و اگر پیدا کرد ما را هم خبر کند. می دانید چرا؟ چون برای این کارها نه تنها منتی سر ما نمی گذارد بلکه وعده هم می دهد که: تحیتهم یوم یلقونه سلام و اعد لهم اجرا کریما. در روزی که پرده های ماده از جلوی چشممان کنار می رود و بیشتر حقیقت خدا را درک می کنیم، معشوق ما با سلامتی و امنیت از ما استقبال می کند. بعد از این استقبال گرم هم برای ما اجری بی منت و کریمانه آماده کرده است. از اینکه خودم را با شما قاطی کردم ببخشید. فرض محال که محال نیست. انشاءالله من هم بتوانم بندۀ خوبی در برابر این همه نعمت خداوند کریم باشم. اللهم ارزقنی التجافی عن دارالغرور و الانابه الی دارالخلود الاستعداد للموت قبل حلول الفوت.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در پنجشنبه 12 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیست و یکم ماه مبارک رمضان- جزء بیست ویکم قرآن کریم

سوره مبارکه روم آیۀ شریفه 21

یکی از سوره هایی که قرائتش در شب 23 ماه مبارک رمضان توصیه شده است سورۀ مبارکۀ روم می باشد. خداوند متعال در جاهای مختلف قرآن به نشانه های خود اشاره فرموده است. 11 آیه در قرآن به ومن آیاته اشاره می کند. 2مورد در سوره فصلت. 2مورد در سوره شوری و 7مورد در سوره روم. امروز به یکی از این آیات اشاره می کنیم. ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذالک لآیات لقوم یتفکرون. یکی از نشانه های خدا که با تفکر در آن می توان به خوبی خدا را شناخت و به دنبال شناخت از فرمان هایش پیروی کرد این است که برای انسان همسر آفرید تا همسران در کنار هم به آرامش برسند. در این مسئله حرفی ندارم. چون حرف بسیار گفته شده است و یک امر کاملا فطری و عقلی است. اما اینکه بین زوجین مودت و رحمت قرار داده چیست. در واقع مودت انگیزه ارتباط در آغاز کار است و جنبۀ متقابل دارد. اما رحمت در پایان کار است. آن موقعی که یکی از طرفین ضعیف و بی رمق می شود و طرف مقابل همچنان در خدمت اوست. این امر در مورد کودکان و والدین به خوبی به چشم می خورد که پدر و مادر به صورت یک طرفه و ایثارگرانه فرزندانشان را دوست دارند و در خدمتشان هستند. مودت و رحمت ملاط و مصالح ساختمانی جامعه است. جالب است محبتی که در اثر سبب (ازدواج) پیش می آید بر محبت نسبی (فامیل خونی) پیشی می گیرد. پس اینکه مودت و رحمت را بین زوجین بیان فرموده، قصد قوام خانواده و به دنبال آن قوام جامعه است که اینها ملاط آن کارند. سپس می فرماید در این قضیه نشانه هایی است برای کسانی که فکر می کنند. امروزه در بسیاری از کشورها ازدواج و تشکیل خانواده امری باطل پنداشته می شود. دلیل این امر را قرآن کریم عدم تفکر یاد می کند. خداوند متعال انشاءالله ما را از اهل فکر و رسیدن به حقیقت قرار بدهد.

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در چهارشنبه 11 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزبیستم ماه مبارک رمضان- جزء بیستم قرآن کریم

سوره مبارکه عنکبوت آیۀ شریفه 45

اتل مام اوحی الیک من الکتاب و اقم الصلاه ان الصلاه تنهی عن الفحشاءوالمنکر و لذکرالله اکبر والله یعلم ما تصنعون. پس از تعریف داستان امت های گذشته و آنچه برسر پیامبرانشان و خودشان آمد برای دلداری مؤمنین خداوند متعال به پیامبرش می گوید آنچه به تو وحی شده است برای مردم بخوان و نماز را به پا دار. سپس به فلسفه برپایی نماز می پردازد و می فرماید به درستی که نماز انسان را از فحشا و منکر باز می دارد. اینجا یک سؤال اساسی پیش می آید که پس چطور است که این همه افراد هم نماز می خوانند و هم مرتکب فحشا و منکر می شوند. اینکه با نص قرآن تقابل دارد. برخی گفته اند معنای این حرف این است که موقعی که شخص در حال نماز است از فحشا و منکر باز می ماند. عجب! چقدر جالب است که فردی به هنگام انجام فریضه نیز به فحشا و منکر بپردازد. عده ای گفته اند کلماتی که در نماز به کار می رود دستور دوری از فحشا و منکر می دهد. این هم برای نماز نمی تواند خیلی اثر مهمی باشد. اصل قضیه این است که نماز آنقدر انسان را از فحشا و منکر باز می دارد که صاحبش به آن توجه کند. یعنی دور نگه داشتنِ نماز از فحشا و منکر مراتب دارد. هرچقدر به نماز بیشتر توجه شود و حقش ادا شود، بیشتر انسان را از بدی ها دور می دارد. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده است جوانی با ایشان نماز می خواند اما مرتکب گناهان متعددی می شد. قضیه را برای پیامبر اکرم تعریف کردند. حضرت فرمودند: ان صلاته تنهاه یوما. نمازش روزی او را از بدی ها دور می کند. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم هرکس می خواهد ببیند چقدر نمازش مورد قبول خداست، ببیند با خواندن نماز چقدر از گناه دور می شود. پس معلوم شد دور ماندن از گناه هم دارای مراتبی است که به برپاکنندۀ نماز بستگی دارد. اما یک فلسفۀ مهمتر برپایی نماز نیز در این آیه بیان شده است. آن هم ذکر خداست. نماز عبادتی است که تمامش ذکر است. در سورۀ مبارکه طه آیۀ شریفه 14 می خوانیم که واقم الصلاه لذکری. اصلا نماز را برای یاد من به پا دارید. درحدیث امام صادق علیه السلام هم داریم که ذکر الله عند ما احل و حرم. یاد خدا آنجایی است که حلال و حرام خدا در جلویمان باشد و بتوانیم از حرامش بگذریم وبه حلالش برسیم. پس فلسفۀ مهمتر اقامۀ نماز که همه اش ذکر است، ذکر خداست. چه، خدا می داند که ما چه می کنیم. انشاءالله خداوند متعال ما را از نمازگزاران واقعی قرار بدهد و آنقدر توفیق توجه به نماز به ما عنایت بفرماید که به واقع از بدی ها دور بمانیم


راستی یک دهه بیشتر از ماه رحمت نمونده ٬ تو این دو دهه گذشته چیکار کردیم ....؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در خصوص آخرین راوی و آخرین حدیث امیر المومنین (ع) . کلیک کنید

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در سه شنبه 10 مهر1386 و ساعت |

السلام علیک یا امیر المومنین (ع)

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

با زهر وضو گرفت شمشیر و سپس

بر فرق علی نشست و قرآن واکرد

امشب اگه واسه ما شب فراقه ٬ واسه زهرا و علی شب وصاله .

خدایا تورا به حق این قدر و این شب و واصلین این شب ٬ همه دوستان و آشنایان ما و کسانی که حتی به سلام و کمتر از سلام بر ما حقی دراند مورد لطف و رحمت و کرامات خوت قرار بده که تو ارحم الرحمینی ٬ الهی ما را عامل و عالم به قرآن قرار بده .......... 

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزنوزدهم ماه مبارک رمضان- جزء نوزدهم قرآن کریم

سوره مبارکه فرقان آیات شریفه 68 تا70

    به مناسبت شب های رحمت الهی آیاتی که انتهای رحمت را یادآور می شود، انتخاب نموده ام. خداوند متعال از آیۀ 63 سورۀ مبارکۀ فرقان شروع به تعریف ویژگی های بندگان خاص خود می کند و تا آیۀ 74 از این سوره 13 صفت را بیان می فرماید.من به یک قسمت از این آیات کار دارم. از خصوصیات بارز بندگان خاص خدا، توحید خالص است:والذین لا یدعون مع الله الها آخر. و اینکه خون بی گناهان را نمی ریزند:ولا یقتلون النفس التی حرم الله الا بالحق. مگر اینکه بخواهد حد جاری شود و امثال این. دیگر اینکه با عفت و پاکدامنند:ولا یزنون. اگر کسی این کارها را بکند مجازاتش را خواهد دید:و من یفعل ذالک یلق اثاما. مجازاتش هم این است که عذابش در روز قیامت چند برابر می شود و در دوزخ با بی احترامی تمام دائما باقی می ماند:یضاعف له العذاب یوم القیامه و یخلد فیه مهانا. خوب این که خیلی دلخراش است. آیا خدای کریم راهی هم برای بازگشت قرار داده است؟ مسلما پاسخ این سؤال مثبت است. اما چه راهی؟ قبلا هم گفته ام «الّا» های قرآن مرا کشته است. اینجا هم می فرماید: الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا.مگر کسانی که توبۀ حقیقی از گناه کنند و ایمان بیاورند و بعد از ایمان هم عمل صالح انجام دهند. خوب چه می شود. آیا خدا آن ها را می بخشد؟ آیا خدا در عذابشان تخفیف قائل می شود؟ آیا از خلود در دوزخ نجات پیدا می کنند؟ نه، نه، نه. بحث بالاتر از اینهاست. خدای کریمِ رحیمِ غفورِ حنّانِ . . . از این هم امر را بالاتر می برد:فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحیما. خدا سیئات این ها را هم به حسنات تبدیل می کند. می دانید چرا؟ چون خدا غفور و رحیم است. یک شرط کوچک دارد و آن هم اینکه توبه فقط برای خدا باشد:و من تاب و عمل صالحا فانه یتوب الی الله متابا. ببینم با چه خدایی داریم معامله می کنیم و در چه ظرف مکان و زمانی یعنی ماه مبارک رمضان و شب ها و روزهای شریف قدر. پس بیاییم همدیگر را دعا کنیم تا مورد لطف خدا قار بگیریم که اگر در این ظرف زمان و مکام انی اتفاق نیفتد دیگر معلوم نیست فرصتی باشد. این بیچارۀ دردمند که فراوان گره در کار دارد را نیز از دعای خیر خویش محروم نفرمایید. التماس دعا.

 

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در یکشنبه 8 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزهجدهم ماه مبارک رمضان- جزء هجدهم قرآن کریم

سوره مبارکه نور آیۀ شریفه 21

    یکی از مهمترین بحث هایی که در هر امری باید مورد توجه قرار بگیرد، آسیب شناسی آن است. در امور دینی هم همینطور است. در بحث های گذشته به برخی از آن ها اشاره شده است. آیه ای که برای امروز انتخاب شده است نیز یک قسمت از آسیب هایی که ما را در راه دینداری تهدید می کند بازگو می نماید. خداوند متعال می فرماید:یا ایهاالذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان ومن یتبع خطوات الشیطان فانه یأمر بالفحشاء و المنکر و لو فضل الله علیکم و رحمته ما زکی منکم من احد ولاکن الله یزکی من یشاء و الله سمیع علیم. ای کسانی که ایمان آورده اید دنباله روی شیطان نباشید و به دنبال قدم های شیطان نباشید. هرکس دنبال گام های شیطان باشد به فحشاء و منکر امر می شود و اگر فضل خداوند متعال نباشدهیچیک از شما پاک نمی شوید و خدا هر کس را که بخواهد پاک می گرداند که خدا شنوا و داناست. فقط به یک قسمت آیه کار دارم آن هم گام های شیطان است. بارها شنیده ایم که هیچکس جانی بالفطره به دنیا نمی آید. بلکه آرام آرام در هر امری وارد می شود. در امور خیر هم همینطور است. یادم است که سید حسن آقای خمینی می گفتند یک روز حضرت روح الله مرا صدا کرد و فرمود شنیده ام نماز شب می خوانی . من هم با خوشحالی از اینکه حتما الآن تشویقی در راه است عرض کردم بله. امام فرمودند نمی خواهد این کار را بکنی. فعلا نمازهای واجبت را به موقع بخوان همین کفایت می کند. ببینید در راه خیر هم انسان باید گام به گام وارد شود. اما در کار شر گام های مطرح شده کدام است. گام های شیطان معمولا به این صورت آدم را گمراه می کند که به دلیل وجوب اختصار فقط به سرفصل هایش اشاره می کنم: 1- معاشرت با آلودگان 2- شرکت در مجالس آن ها 3- فکر گناه 4- ارتکاب مصادیق مشکوک به گناه و شبهات 5- انجام گناهان صغیره 6- انجام کبائر که اصرار بر این دیگر افتادن کامل در دام شیطان است. هرجا،در هر مقام و منزلت و شأن و سن و موقعیت و . . . که هستیم مواظب گام های شیطان باشیم. نکند روزی بیاید که شیطان از دست ما به خدا شکایت کند که این بابا از من هم جلوتر می رود و من پا جای پای او می گذارم. خدا همۀ مارا از شر شیاطین انس و جن نجات دهد و در این ماه که دست و پای شیاطین در غل و زنجیر است توفیقی عنایت فرماید که توشه ای تهیه نماییم که برای همیشه شیطان دست از سرمان بردارد. انشاءالله

+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در یکشنبه 8 مهر1386 و ساعت |

باسمه تعالی

رمضان، بهار قرآن

روزهفدهم ماه مبارک رمضان- جزء هفدهم قرآن کریم

سوره مبارکه انبیاء آیۀ شریفه 47

    با عنایت به نزدیک شدن به ایام و لیالی قدر فکر کردم بهتر باشد آیه ای انتخاب شود که اگر به آن دقت شود شاید در سرنوشتمان کمی اثر داشته باشد. گرچه آیۀ اول این سوره خود برای عمری تفکر و تغییر حال کافی است ولی شاید به این آیه کمتر توجه شود. همه در اعماق وجودمان و فطرتاً می دانیم که قیامتی هست و بالا