بسم رب الجنون
روز اول که سپردند به استاد مرا
همگان را خرد آموخت مرا مجنون کرد .
استادم گفت : تو خود به تنهایی دارالمجانینی .
ما هم مریدیم و مطیع
تغییر نام دادیم .
یه کمی هم از خودمان خوشمان آمد ۲ تا عکس ترسناک برای ایجاد رعب و وحشت و استفاده بر در قندان منازل پر کودک در اختیار تان نهادیم .
البته فکر نکنید دارم به آدم شدن و شهیدن شدن فکر میکنم . نه اون شب قدر تو بهشت زهرا (س) به این فکر میکردم که تو اون سرما چطوری با موتور برگردم تهران .
+ زده بود به سرمهدی ده نمکی در یکشنبه 29 مهر1386 و ساعت
|


